
پس از این که عده ای به بنده در قالب نظر به صورت توهین آمیز به فحاشی پرداختند که چرا می گویی جنگ میان شیعه و سنی حق و باطل است برای آنان چنین معادله ای آوردم شاید کافی باشد ولی اگر کافی نبود باز دلیل دارم!
و اما معادله:
جنگ میان حق و باطل (معادله علمی)
حدیثی از رسول الله- صلوات الله علیه و آله- در رابطه با جهاد:
«مومنین باید با کفار بجنگند، این جهاد اسلامی است.»
حالا:
مومنین: کسانی هستند به خدا و قیامت و قرآن و عترت و پیامبر اسلام اعتقاد دارند.
شیعیان: کسانی هستند به خدا و قیامت و قرآن و عترت و پیامبر اسلام اعتقاد دارند.
پس نتیجه می گیریم که مومن= شیعه
پس حدیث به این صورت می شود:
«شیعیان باید با کفار بجنگند»
حالا:
کافر: کسی که به خدا، اسلام، پیامبر و قرآن اعتقاد نداشته باشد و به ائمه معصوم- علیه السلام- و پیامبر اسلام- صلوات الله علیه- . و حضرت فاطمة الزهرا- سلام الله علیه- توهین کنند.
سنی: کسی که به خدا، اسلام، پیامبر و قرآن اعتقاد داشته باشد و به ائمه معصوم- علیه السلام- و پیامبر اسلام- صلوات الله علیه- . و حضرت فاطمة الزهرا- سلام الله علیه- توهین می کند.
پس نتیجه می گیریم که کافر = سنی
پس به طور کلی می شود:
«شیعیان باید با سنی های بجنگند، این جهاد اسلامی است»
این هم قابل توجه بعضی ها که به طور مداوم می گویند دلیل جنگ میان شیعه و سنی چیست!

برخی از اسماء فاطمه- سلام الله علیها-
ابن بابویه به سند معتبر از یونس بن ظلبیان روایت کرده است که حضرت امام صادق- علیه السلام- فرمودند حضرت فاطمه- سلام الله علیها- را نه اسم است نزد خدا: فاطمه- سلام الله علیها، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا. سپس فرمود آیا می دانی چیست تفسیر فاطمه؟ یونس گفت: خبر ده مرا از معنی آن، حضرت فرمودند: «فطمت من الشر» بریده شده از بدی ها. پس حضرت فرمود: اگر علی- علیه السلام- تزویج نمی نمود او را، کفوی و نظیری نبود او را بر روی زمین تا روز قیامت، نه آدم نه آنها که بعد از او بودند.
علامه مجلسی- رحمة الله- در ذیل ترجمه ی این حدیث فرمود: صدیقه به معنی معصومه است، و مبارکه یعنی صاحب برکت و فضل و کمالات و معجزات و اولاد اکرم، طاهره یعنی پاکیزه از صفات نقص، زکیه یعنی نمو کننده در کمالات و خیرات، راضیه یعنی راضی به رضای حق تعالی، مرضیه یعنی پسندیده ی خدا و دوستان خدا، محدثه یعنی ملک با او سخن می گفت، زهرا یعنی نورانی به نور صوری و معنوی.

زیارت به چه معنا است؟
زیارت یعنی دیدار و ملاقات و در اصطلاح یعنی حضور در پیشگاه با شرافت ائمه معصومین-علیهما السلام- و دیدار معنوی ملاقات روحانی حجت های الهی (مراجع)
زیارت یعنی ایجاد ارتباط و برقرار نمودن پیوند قلبی با امام و پیشوا معصوم.
زیارت یعنی قرار دادن خویش در حوزه استعاذه و استفاضه از امام.
و تعریفات زیادی دیگر از زیارت وجود دارد که وقت کم و مطلب فراوان است.
زیارت انواع دارد که مهمترین آن دیدار امام زمان- علیه السلام- است. که کمتر کسی به آن توجه دارد. ولی بیشترین زیارت متعلق است به زیارت قبور ائمه که بسیار فراوان د رابطه با آن بحث شده که در اینجا نمی گنجد.
حال ما فقط به توضیح دادن زیارت قبور ائمه می پردازیم و برای این که بهتر درک شود با مثالی و همچنین روایاتی به بحث در مورد آن می پردازیم!
فضیلت زیارت امام رضا- علیه السلام
از امام جعفر صادق- علیه السلام- منقول که رسول خدا – صلوات الله علیه و آله- فرمودندکه هر آ0ینه پاره ای از تن من در خراسان دفن خواهد شد که زیارت نمی کند مومنی مگر اینکه خدا بهشت را بر او واجب کند و بدن او را از آتش جهنم حرام کند.
حضرت علی - علیه السلام- فرمودند: مردی از نسل من در خراسان به سم مسموم می شود و به شهادت می رسد اسم او اسم من است و اسم پدرش اسم موسی بن عمران می باشد هر کس او را زیارت کند گناهان گذشته و آینده ی او بخشیده می شود.
امام صادق- علیه السلام- فرمودند: کشته می شود پسرم در خراسان که به آن طوس می گویند هر کس به زیارت او رود خودم با دستان خود او را وارد بهشت می کنم.
امام رضا- علیه السلام- فرمودند: هر کس به زیارت قبر من بیاید روز قیامت سه مکان به فریاد او می رسم: 1 روزی که نامه اعمالش را دریافت می کند. 2 به هنگام عبور صراط 3 به هنگام میزان یعنی زمانی که اعمالش سنجیده می شود.
امام رضا- علیه السلام- فرمودند: هر کس مرا زیارت کند در غسل زیارتش تمام گناهانش بخشیده می شود مانند روزی که از مادر متولد شده است.
از امام محمد تقی - علیه السلام- نقل شده است که سوالی پیش آمد به این شرح که آیا زیارت امام رضا- علیه السلام- افضل تر است یا امام رضا- علیه السلام- حضرت جواب دادند (پس از اشک ها و گریه های بسیار) زیارت پدرم زیرا زوار پدرم کم و زوار امام حسین- علیه السلام- فراوانند.
و در این رابطه احادیث فرآوانند.
پس تا کنون دریافتیم که زیارت ائمه و قبور آنان بسیار بسیار بسیار مورد اثر است.
در مقالات بعدی در رابطه با دیدار ظاهری و در خواب و بیداری ائمه و معصومین بحث خواهیم کرد.
اسلام علیک یا امام الغریب اسلام علیک یا ایها الامام الشهید اسلام علیک ایها الامام المعصوم اسلام علیک یا ایها الامام المظلوم اسلام علیک یا ایها الامام الهادی و الوالی المرشد ابر الی الله تعالی اعدائک و اتقرب الی الله بموالاتک اسلام علیک و رحمة الله و برکاته

ولادت با سعادت حضرت فاطمه – سلام الله علیها
علامه مجلسی روایتی کردند: پنج سال بعد از بعثت حضرت رسول – صلوات الله علیه و آله- حضرت فاطمه– سلام الله علیها- از خدیجه متولد شد.
روایت بسیار جالب توجه دیگر از یکی از بزرگان به این شرح است که:
حضرت رسول الله– صلوات الله علیه و آله- عروج نمودند و به معراج رفتند در آن زمان حضرت رسول طی ماجرایی طولانی به سیبی رسیدند که بوی خوشی داشت حضرت از علت آفریده شدن این سیب از جبرئیل سوال نمود و جواب آمد که فقط خدا علت آن را می داند و دیگر هیچ، حضرت رسول آن سیب را به دو نیم تقسیم کرد که ناگهان نوری از آن سیب بلند شد و ... در این باب حضرت فاطمه –سلام الله علیها- فرمودند که نیمی از آن سیب وجود من را نهاد و نیم دیگر تبدیل شد به ذوالفقار که در دست توست و...
کیفیت حمل خدیجه:
کیفت آن به گونه ای است که حضرت محمد– صلوات الله علیه و آله- در ابطح نشسته بود با امیرالمومنین-علیه السلام- ، عماربن یاسر، مذربن ضحضاح، حمزه، عباس. ناگاه جبرئیل نازل شد، با صورت اصلی خود . بال های خود را گشود تا مشرق و مغرب را پر کرد. ندا کرد آن حضرت را که: ای محمد! خداوند علی اعلی تو را سلام می رساند، و امر می نماید که چهل شبانه روز از خدیجه دوری اختیار کنی. پس آن حضرت چهل روز به خانه ی خدیجه نرفت . روزها روزه می داشت و شب ها تا صباح عبادت می کرد، عمار را به سوی خدیجه فرستاد و گفت: او را بگو که ای خدیجه! نیامدن من به سوی تو از کراهت و عداوت نیست. ولیکن پروزدگار من چنین امر کرده است، تا تقدیرات خود را جاری سازد.
گمان مبر بر حق خود جز نیکی. به درستی که حق تعالی به تو مباهات می کند. هر روز چند مرتبه با ملائکه ی خود. باید هر شب دَرِ خانه خود را ببندی و در رختخواب خود بمانی. من در خانه فاطمه بنت اسد می باشم، تامدت وعده ی الهی منقضی گردد. خدیجه هر روز چند نوبت از مفارقت آن حضرت می گریست. چون چهل روز تمام شد، جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و گفت ای محمد! خداوند علی اعلی تو را سلام می رساند و می فرماید که مهیا شو برای تحفه و کرامت من! پس ناگهان میکائیل نازیل شد. طبقی آورد که دسمالی از سُندس بهشت بر روی آن پوشیده بودند. در پیش آن حضرت گذاشت و گفت: پروردگار تو می فرماید که امشب با این طعام افطار کن! و حضرت امیرالمومنین می فرماید هر شب چون هنگام افطار آن حضرت می شد، مرا امر می کرد تا در بگشایم تا هر که خواهد بیاید و با آن حضرت افطار کند. در این شب مرا فرمود: بر در خانه بنشین و مگذار کسی داخل شود. که این طعام بر غیر من حرام است. پس چون اراده افطار کرد، طبق را گشود. در میان آن طبق از میوه های بهشت یک خوشه خرما و یک خوشه انگور بود و جامی از آب بهشت پس از آن میوه تناول نمود که سیر شد. از آن آب آشامید تا سیراب شد. جبرئیل فرمود از ابریق بهشت آب در دست مبارکش می ریخت. میکائیل دستش را می شست. اسرافیل دستش را با دسمال بهشت پاک می کرد. طعام باقی مانده با ظرف به آسمان بالا رفت.چون حضرت برخواست تا نماز بگذارد جبرئیل به او گفت در این وقت نماز بر تو جایز نیست. باید الحال به منزل خدیجه بروی و با او مضاجعت فرمایی زیرا حق تعالی می خواهد نسلی از ذریه تو باقی بماند... و ثمره ی این داستان دختی بود که آدم- علیه السلام- او را علت آفرینش خود می دانست.
فاطمه یعنی جدا شده از بدی ها
چگونه او را شهید نمودند ...
الهم عجل ولیک الفرج
.
منابع:
منتهی الآمال

سوره یس و فضیلت آن
در رابطه با سوره مبارکه یس تعریف های زیادی شده است از قبیل: قلب قرآن، ریحانه قرآن و... که مب خواهیم به تعریف کلی این موضوع و همچنین آثار تلاوت این سوره در عمر و ... بررسی کنیم.
یس، قلب قرآن
امام صادق- علیه السلام- می فرمایند:بدرستی برای هر چیزی قلبی است و قلب قرآن یس است، هر کس آن را ابتدای صبح بخواند از محفوظین و مرزوقین خواهد بود تا شب و کسی که شب بخواند قبل از آن که بخوابد خداوند هزار فرشته را وکیل می کند که او را از شر شیطان رانده شده و از هر آفتی حفظ کند و اگر سوره یس را در روز بخواند و از دار دنیا برود خداوند او را در بهشت می کند و سی هزار ملک و فرشته را برای غسل دادن او حاضر می شوند و برای او طلب آمرزش می کنند...و در قبرش نوری به سمت آسمان تا قیامت روشن خواهد بود پس هنگامی که از قبر بیرون آید ملائکه همراه او هستند و او را همراهی می کنند و با او صحبت می کنند و لبخند می زنند... 1
یس، ریحانه قرآن
و همچنین فرمودند: به فرزندانتان سوره یس را تعلیم دهید که او ریحانه قرآن است 2
آثار ده گانه خواندن سوره یس
پیامبر اسلام- صلوات الله علیه و آل وسلم- به علی- علیه السلاه- فرمودند: یا علی یس را بخوان که در آن آثاری است:
1- اگر گرسنه باشدسیر شود
2- اگر عریان باشد پویشیده شود.
3- اگر عزب باشد زمینه ازدواج برای او فراهم می شود.
4- اگر ترسان باشد امنیت پیدا می کند
5- اگر مریض باشد عافیت پیدا می کند.
6- اگر محبوس باشد نجات پیدا کند.
7- اگر مسافر باشد به سلامت برگردد.
8- اگر گمشده داشته باشد پیدا شود.
9- اگر گرفتاری داشته باشد حل شود.
10- اگر بدهکار باشد پرداخت شود. 3
آثار خوانده شدن سوره یس، یکبار در عمر
امام باقر- علیه السلام- فرمودند: هر کس سوره یس را یک بار در عمرشتلاوت کند این آثار در پی آن ظاهر خواهند شد.
1- هزار هزار حسنه به او داده خواهد شد.
2- هزار هزار گناه از او محو خواهد شد.
3- فقر به او نمی رسد.
4- ضرر به او رسانده نمی شود.
5- از نابود شدن محل زندگی 4 در امان است.
6- جذام به او راه پیدا نخواهد کرد.
7- وسواس پیدا نمی کند.
8- اذت کننده ای پیدا نمی شود که به او آزار برساند.
9- خداوند سکرات مرگ و سختیهای آن را از او می گیرد.
10- خداوند متعال خودش مستقیما عهده دار گرفتن جان او می شود.
11- خداوند تعالی ضامن روزی وسیع او می شود.
12- هنگام ملاقاتش با خدا خوشحال خواهد شد. 5
آمرزنده گناهان، تلاوت سوره یس
پیامبر اکرم- صلوات الله علیه و آل وسلم- فرمودند: هر کس قبر پدر و مادر یا یکی از آنها را در روز جمعه زیارت کند و سوره یس را نزد آنها بخواند خدای مهربان می آمرزد برای خواننده یس به اندازه هزفی که در این است. 6
یس، راه حل رفع قساوت
امام محمد باقر- علیه السلام و صلوات- می فرمایند: کسی که در قلبش قساوت و سنگ دلی را احساس می کند برای رفع این مشکل سوره یس را به وسلیه زعفران در یک ظرفی بنویسد و سپس بوسیله آب آن ظرف را شستشو داده و بیاشامد 7
خواص سوره یس در قلب انسان
پیامبر اسلام- صلوات الله علیه و آل وسلم – فرمودند هر کس سوره یس را بنویسد و آن را بیاشامد، هزار یقین و هزار نور و هزار برکت و هزار رحمت و هزار رزق به او داده خواهد شد و از هر کنیه و دردی دور شود. 8
خواندن سوره یس در شب جمعه
امام صادق- علیه السلام- فرمودند: هر کس سوره یس را در شب جععه بخواند صبح می کند در حالی که آمرزیده شده است.
.
1. بحار الانوار،ص238،ج92
2. بحار الانوار،ص291ج92 باب 57
3. بحار الانوار،ص239ج81
4. خانه ، مسکن
5. وسائل الشیعه، جلد 6، ص248
6. تفسیر البصائر، ج33،ص610
7. همان ج33، ص608
8. ختوم الاذکار، سید محمد تقی مقدم، ج1، ص18
بسمه تعالی
با عکس هایی از طرفداران میر حسین موسوی در وبلاگ عکاسخانه فاروق
به آدرس عکاسخانه بروید
با تشکر از سایت بورنا
بسمه تعالی
برای دیدن مطلب در مورد تحریم صدا و سیما توسط شیعیان جهان
بر روی تحریم صدا و سیما توسط شیعیان ... کلیک کنید.
با تشکر از کاربران گرامی

چند روایت در باب دخت رسول الله- صلوات الله علیه و آل وسلم:
ابن فرّوح قمي:
ابن فرّوح قمي راجع به مصحف حضرت فاطمه -سلام الله علیها- روايت كرده است كه:
همانا حضرت زهرا -سلام الله علیها- بعد از رسول خدا - صلوات الله علیه و آل وسلم- هفتاد و پنج روز زندگاني نمود و در حالي كه در فراق پدر بزرگوارش بسيار محزون و مصيبتزده بود. در اين مدت جبراييل به نزد ايشان آمده و به آن حضرت تسليت مينمود و ايشان را دلداري ميداد و آن حضرت از اتفاقاتي كه بعداً رخ ميداد، آگاه مينمود و اميرالمؤمنين -علیه السلام- آنها را مينوشت كه تبديل به مُصحف فاطمه -سلام الله علیها- شد.
و در روايت ديگري از حضرت صادق -علیه السلام- آمده است كه: مُصحف حضرت فاطمه -سلام الله علیها- سه برابر قرآن است».
منبع :كتاب خسوف عصمت
****
ابنعباس:
از ابنعباس روايت شده است كه رسول خدا (ص) به اميرالمؤمنين (ع) فرمود: « يا علي (ع)! به درستي كه خداوند عزوجل، فاطمه (س) را به ازدواج تو درآورد و زمين را مهريهاش قرار داد، پس هركسي كه بر روي آن راه برود در حاليكه دشمن تو باشد، رفت و آمدش حرام است».
منبع :كتاب خسوف عصمت
****
مرحوم علامهي مجلسي:
مرحوم علامهي مجلسي در بحار آورده است كه:
هر موقع امام محمد باقر (ع) تبدار ميگشت، آب سرد استفاده مينمود و با صداي بلند مادرش حضرت زهرا (س) را صدا ميزد و ميگفت:«يا فاطمه (س)».
منبع :كتاب خسوف عصمت
****
حضرت امام جعفر صادق (ع) :
از حضرت امام جعفر صادق (ع) روايت شده است كه امّايمن گفت: « در راه مكه (در جُحفه) عطش شديدي بر من غالب شد، بطوريكه نزديك بود هلاك گردم. در اين حال سر به سوي آسمان بالا برده و گفتم: « خداوندا! آيا مرا تشنه ميگذاري در حاليكه من خدمتگزار دختر پيغمبرت بودهام!؟»
امّايمن گفت: « در اين حال بود كه ظرفي از آب بهشتي از آسمان برايم فرود آمده؛ پس نوشيدم و به حق بانويم حضرت زهرا (س)، تا هفت سال نه گرسنه شدم و نه تشنه گرديدم».
منبع :كتاب خسوف عصمت
|
سوره ي مباركه ي حمـد 1.در فضيلت و خواص سوره مباركه حمد: امام صادق (ع) مي فرمود: اگر در سوره حمد را هفتاد بار بر مرده بخوانند و روح او برگردد و زنده شود جاي تعجب نيست. چنانچه در روايات زيادي آمده است كه خواندن سوره حمد هفت مرتبه بيماري را بر طرف مي كند و اگر با هفت بار بهبود نيافت هفتاد مرتبه بخوانند. و نيز در كتاب طب الائمه از مفضل بن عمر روايت شده كه گفت: شخصي از دوستان بر حضرت صادق (ع) در حال سختي مرض وارد شد، حضرت فرمود: چه بر سرت آمده رنگت بر افروخته مي بينم؟ عرض كرد: بيماري سختي دارم و الان يك ماه است تب از جانم بيرون نمي آيد و هرچه اطبا دستور داده اند فايده نبخشيده است. حضرت فرمود: از كن دكمه هاي پيراهنت را و سرت را در پيراهن فرو بر و اذان و اقامه بگو و سوره حمد را هفت مرتبه بخوان. آن شخص به دستور حضرت عمل نموده و شفا يافت. مي گفت چنان راحت شدم مانند شتري كه او را مدتي طولاني دست و پايش را بسته و يكباره رهايش كنند.م 2.اثر خواندن سوره مباركه حمـد: يكم: جهت دفع بلا و دشمن و نيل به مقاصد روز شنبه 70 مرتبه سوره مباركه حمد و روز يكشنبه 60بار ، دوشنبه 50بار، چهرشنبه 30بار، پنج شنبه 20بار، و روز جمعه 10بار انشاء الله بمقصد رسد.(بعد از هر بار نماز بهتر است) |
دوم: از روز جمعه شروع و تا چهل و يك روز، هر روز چهل مرتبه، سوره مباركه حمد را بخواند «متصل» و بعد از اتمام اين دعا سيزده مرتبه بخوان«يا مُفَتَّحُ فَتِّحْ يَا مُفَرِّجُ فَرِّجْ يَا مُسَبِّبُ سَبِّبْ يَا مُيَسِّرُ يَسِّرْ يَا مُسَهِّلُ سَهِّلْ يَا مُتَمِّمُ تَمِّمْ»

وجه نهم:
آن حضرت اسبق ناس بود، در ایمان به خدا و رسول. چنانچه عامه و خاصه به این فضیلت معترفند، و دشمنان او انکار او نمی توانند نمود. چنان که خود امیرالمومنین فاروق الاعظم علی- علیه السلام- این منقبت را در بالای منبر اظهار فرمود، و احدی انکار آن نکرد.
از جناب سلمان روایت شده که پیغمبر- صلوات الله علیه و الله علیه و آل وسلم- فرمودند:
«اَوَّلکُم وُرُود اعَلَیَّ الحَوضَ وَ اَوَّلُکُم اِسلاماً عَلِیُّ بنُ اَبی طالِب»
همچنین آن حضرت به فاطمه- سلام الله علیها- فرمودند:
«زَوَجتُکِ اَقدَمَهُم اِسلاماً وَ اَکثَرَهُم عِلماً» .
انس گفته: برانگیخت حق تعالی، پیغمبر- صلوات الله علیه و الله علیه و آل وسلم- را در روز دوشنبه؛ و اسلام آوردن علی- علیه السلام، در روز سه شنبه.
شیخ مفید روایت کرده است از یحیی بن عفیف، که پدرم با من گفت: روزی در مکه با عباس بن عبد المطلب نشسته بودیم، که جوانی داخل مسجد الحرام شد، و نظر به سوی آسمان افکند. آن هنگام وقت زوال بود. پس رو به کعبه نمود، و به نماز ایستاد. در این هنگام کودکی را دیدم که آمد در طرف راست او، به نماز ایستاد. از پسِ آن زنی آمد و در عقب ایشان ایستاد. پس آن جوان به رکوع رفت و آن کودک و زن نیز رکوع کردند، پس آن جوان سر از رکوع برداشت و به سجده رفت آن دو نفر نیز متابعت کردند. من شگفت ماندم و به عباس گفتم: امر این سه تن امری عظیم است. عباس گفت بلی آیا می دانی ایشان کیستند؟ این جوان محمد بن عبد الله بن عبد المطلب، فرزند برادر من است. آن کودک علی بن ابی طالب است، فرزند برادر دیگر من است؛ آن زن خدیجه دختر خویلد است. همانا بدان که فرزند برادرم محمد بن عبد الله مرا خبر داد که او را خداییست ]که[ پروردگار آسمان و زمین است؛ و امر کرده است او را به این دینی که بر طریق او می رود. به خدا قسم بر روی زمین غیر از این سه تن کسی بر آن دین نیست.

حضرت آیة الله العظمى آقاى حاج شیخ محمد تقى بهجت (دام ظله) در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان «گیلان» به دنیا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود كه مادر را از دست داد .
تحصیلات ابتدایى حوزه را در مكتب خانه فومن به پایان رساند و پس از تحصیلات ادبیات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى كه تقریبا 14 سال از عمر شریفش مى گذشت، براى تكمیل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال دركربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصیل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم خویى (غیر از آیت الله العظمى خویى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصیل به «نجف اشرف» رهسپار گردید و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آیات عظام از جمله حاج شیخ مرتضى طالقانى (ره) به پایان رساند و پس از درك محضر آیات عظام: حاج آقاى ضیاء عراقى و میرزاى نائیینى (رحمةالله) در حوزه درسى آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى وارد شد.
افزون بر این ایشان از محضر آیات عظام حاج سید ابوالحسن اصفهانى و حاج شیخ محمد كاظم شیرازى (رحمةالله) صاحب حاشیه بر مكاسب - و در حوزه علوم عقلى، كتاب (الاشارات والتنبیهات) و (اسفار) رانزد آیت الله سید حسین بادكوبهاى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدریس سطوح عالى پرداخت و در تالیف كتاب (سفینةالبحار) با محدث كبیر حاج شیخ عباس قمى (ره) همكارى نمود و در زمینه تهذیب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكى محضر عالم بزرگوار (سعیدى) و دركربلا از برخى علماى دیگر بهره برد، تااینكه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آیت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خویش را در وجود ایشان یافت و در سلك شاگردان اخلاقى - عرفانى ایشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صیقل یافته از معنویت و سینه اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمین خویش هجرت نمود و در زادگاهش تشكیل خانواده داد و در حالى كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى كه هنوز چندین ماه از مهاجرت آیت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقیم شد و خبر رحلت اساتید بزرگ حوزه علمیه نجف را یكى پس از دیگرى مىشنود و درشهر مقدس قم رحلت اقامت مىافكند .
در قم از محضر آیات عظام: حجةالاسلام والمسلمین كوه كمرهاى و آیت الله العظمى بروجردى به هم رسانیده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتیب شاگردانى بسیار قیمت گماشت و هنوز نیز تدریس درس خارج ایشان ادامه دارد.
محل تدریس درس خارج ایشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اكنون در مسجد فاطمیه واقع در گذرخان تشكیل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ایشان نیز همین مسجد است.
تالیفات معظم ، عبارتند از :
یك دوره كامل اصول ، حاشیه بر مكاسب شیخ انصارى (ره) و تكمیل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج ، حاشیه بر كتاب ذخیرة العباد مرحوم شیخ محمد حسین غروى ، چندین مجله تقریبا یك دوره فقه فارسى، حاشیه بر مناسك شیخ انصارى (ره)
*******
|
ویژگی های آن حضرت
|
2. زهد و ساده زیستی
3. عبادت
4. زیارت و توسل
5. تواضع و فروتنی
6. سیر و سلوک و مقام معنوی
7. اطلاع از غیب و ظهور کرامات
8. اهتمام ویژه به رعایت شرعیات
9. الگوی رفتاری مجسّم
10. تلاش برای سیر معنوی و تکامل دیگران
11. نظم و برنامه ریزی در کارها
12. دائم الذکر بودن
13. اندیشیدن پیش از سخن گفتن
14. کتوم بودن
15. تربیت غیر مستقیم

پند گوهر بار 3
« زیارت برادر»
ابو حمزه از حضرت صادق- علیه السلام- روایت کرده است که حضرت فرمودند: هر کس برادرش را برای خدا و نه جز او در جهت رسیدن به وعده خدا و قطعی شدن آنچه نزد اوست زیارت کند، خداوند هفتاد هزار فرشته را به کار می گمارد تا فریاد زنند هان پاک شدی و بهشت برایت حلال شد.
******
******
جمیل دراج از حضرت صادق- علیه السلام- روایت کرده است که فرمودند: برای اعتماد مرد به برادرش همین بس است که حاجت خود را به نزد او ببرند.

وجه هشتم:
حسن خلق و شکفته رویی آن حضرت است. این مطلب به حدی واضح است که دشمنان به آن عیب کرده اند.عمروعاص می گفت که او بسیار دعابة و خوش طبعی می کند. عمرو این را از قول عمر برداشته، که او برای عذر این که خلافت را به آن حضرت تفویض نکند، این عیب را بر او شمرد. صعصة بن صوحان و دیگران در وصف او گفته اند: در میان ما که بود، مثل یکی از ما بود. به هر جانب که او را می خواندیم، می آمد. هر چه می گفتیم، می شنید. هر جا که می گفتیم، می نشست. با این حال، چنان از آن حضرت هیبت داشتیم، که اسیر دست بسته دارد، از کسی که با شمشیر برهنه بر سرش ایستاده باشد، و خواهد گردنش را بزند.
نقل شده است که روزی معاویه به قیس بن سعد گفت: خدا رحمت کند ابوالحسن را، که بسیار خندان و شکفته و خوش طبع بود. قیس گفت:بلی! چنین بود. رسول الله- صلوات الله علیه و آل وسلم- نیز با صحابه، خوش طبعی می نمود و خندان بود. ای معاویه تو به ظاهر چنین نمودی که او را مدح می کنی، اما قصد ذم آن جناب نمودی. والله! آن جناب با آن شکفتگی و خندانی، هیبتش از همه کس افزون تر بود. آن هیبت تقوا بود که آن سرور داشت، نه مثل هیبتی که اراذل و لثام شام تو دارند.

آن حضرت احلم مردم و عفو کننده ترین مردم بود، از کسی که با او بدی کند. صحت ایم مطلب معلوم است، از آنچه کرد با دشمنان خود مانند: مروان ابن الحکم، عبدالله بن زبیرو سعد بنالعاص، که در جنگ جمل بر ایشان مسلط شد و ایشان اسیر آن حضرت شدند، از جانب تمامی را رها کرد. متعرض ایشان نشد و تلافب ننمود. چون بر صاحب هودج ظفر یافت، به نهایت شفقت و لطف، مراعات او نمود. اهل بصره شمشیر بر روی او واولادش کشیدند، و ناسزا گفتند. چون بر ایشان غلبه کرد، شمشیر از ایشان برداشت و آنها را امان داد، و اموال و اولادش را نگذاشت غارت کنند. همچنین این مطلب پر ظاهر است از آنچه در جنگ صفین با معاویه کرد اول لشکر معاویه سر آب را گرفته، ملازمان آن حضرت را از آن منع کردند. بعد از آن جناب آب را از تصرف ایشان گرفت، و آنها را به صحرای بی آبی راند. اصحاب آن گفتند : تو هم آب را از ایشان منع فرما، تا از تشنگی هلاک شوند.و حاجت به جنگ و جدال نباشد. فرمودند: والله آنچه ایشان کردند من نمی کنم. شمشیر مغنیست مرا از این کار. فرمان کرد تاطرفی از آب گشودند تا لشکر معاویه نیز آب بردارند...

چند روزی است که می خواهم درباره اعتقادات شیعه بحثی را پیش بکشم! حال بهترین و بزرگترین آنها استفاده شیعه از مهر در سجده می باشد. حال می خواهیم به فلسفه مهر و چرا از مهر استفاده می کنیم مطلبی بگذارم! البته این مطلب ادامه خواهد داشت و تکمیل خواهد شد. ان شاء الله
ابتدا قابل ذکر این است که تمامی حقوق این مطلب به کل به آقای محمد علی عطائی اصفهانی (نویسنده این مطلب) می باشد. و هر گونه کپی این مطلب بدون ذکر نام نویسنده این مطلب(محمد علی عطائی اصفهانی) پیگرد قانونی دارد.
و حال مطلب:
معنای مهر در لغت و اصطلاح
مهر در لغتنامه های فارسی به معناهای بسیاری آمده است از جمله:
نشان، امضاء، سکه منقوش، اثر انگشت، بستن، پایان بخشیدن، موقوف کردن و...
مهر نماز در اصطلاح : برگرفته از معانی نقش لغوی آن است و به معنی علامت، نشانه و نموداری از زمین که به صورت های مختلف وجود دارند و سجده کننده بر آن سجده می کند. نام مهر ها متفاوت اند و بستگی به نوع و محلی که از آنجا برداشته می شوند دارند. مثلا مهر خاک کربلا، مهر خاک مشهد الرضا،...
مهر از چه زمانی مورد استفاده قرار گرفت؟
پس از بعثت رسول الله مردم برای عبادت خود در مکانی مسجدی معین نمودند که نه سقف و نه دیوار داشت لیکن مسلمین از شدت گرما و سرما در عذاب بودند برای همین پیامبر دستور نمودند که مقداری خاک یا سنگ را در دست خود بگذارید تا خنک یا گرم شود سپس بر روی این تکه خاک یا سنگ سجده کنید. پس از آن پیامبر- صلوات الله علیه و آل و سلم- دستور دادند که برای مسجد هم دیوار و سقف بزنند پس از این ماجرا پیامبر فرمودند که بر همان سنگ ها سجده گذارید.
معنای سجده در لغت
سجده یعنی پیشانی را بر زمین نهادن. به عبارت دیگر سجده یعنی انسان به نشانه خضوع کامل و اظهار تذلل ابزار ضعف و ناتوانی و ... در برابر آفریدگار جهان پیشانی خود را بر زمین بگذارد و از این طریق بندگی خویش را به اثبات برساند.
تعریف تربت کربلا از ناحیه خدا و پیامبر- صلوات الله علیه و آل وسلم
علامه مجلسی از امام صادق- علیه السلام- نقل کرده اند که : رسول خدا- صلوات الله علیه و آل وسلم- در خانه ام سلمه بود و به او گفت: مرا تنها بگذار و مواظب باش که کسی بر من وارد نشود، اتفاقا حسین- علیه السلام- آمد و از آن رو که کودکی خردسال بود و نمی توانست جلوی او را بگیرد نتوانست از ورود او جلوگیری کند و سپس حسین- علیه السلام- وارد شد. لحظه ای بعد ام سلمه از پی حسین- علیه السلام- وارد شد و مواجه شد با اینکه حسین- عله السلام- بر روی سینه ی رسول الله – صلوات الله علیه و آل وسلم- نشسته است. و آن حضرت می گرید و چیزی را در دست خود زیرورو می کند.
آنگاه فرمود ای ام سلمه! این جبرئیل است، به من خبر می دهد که این کودک کشته می شود و این هم خاک آن سرزمین است که روی آن کشته می شود. پس این خاک را بگیر و نزد خود نگه دار هر گاه تبدیل به خون شد دلیل بر آن است که حسین من کشته شده است.
ام سلمه گفت: ای رسول خدا از خدا بخواه تا این بلا را از او دفع کند.
پیامبر اکرم- صلوات الله علیه و آل وسلم- فرمودند: من از خداوند خواستم که این بلا را از او دفع نماید ولیکن خدای عزوجل به من وحی فرستاد که به خاطر این شهادت برای او مقام درجه ای خواهد شد که هیچ یک از موجودات عالم به این مقام و درجه نخواهند رسید.
و نیز خداوند از طریق وحی فرمود: برای حسین پیروانی هست که مورد شفاعت قرار می گیرند و خودشان هم شفیع دیگران می شوند.
همانا مهدی صاحب الزمان- عجل الله تعالی فرجه الشریف- از فرزندان همین حسین است پس خوش به حال کسانی که از دوستان اوست، همانا شیعیان او روز قیامت سربلند و رستگارند.
نکته مهم: تمامی حقوق این مطلب به کل به آقای محمد علی عطائی اصفهانی (نویسنده این مطلب) می باشد.

در مطالب گذشته در مورد فضایل امیرالمومنین علی- علیه السلام- از قول حاج شیخ عباس قمی پرداختیم و تا وجه پنجم را مطالعه نمودید حال به پنج وجه آخر می پردازیم.
وجه ششم:
آن حضرت اعبد مردم سید عابدین و مصباح متهجدین بود. نمازش از همه کس بیشتر و روزه اش فزون تر بود. بندگان خدا از آن جناب نماز شب و ملازمت در اقامت نوافل را آموختند، شمع یقین را در راه دین از مشعل او افروختند. پیشانی نورانیش از کثرت سجود پینه بسته است. محافظت آن بزرگوار بر ادای نوافل به حدی بود که نقل شده در لیلة الهریر در جنگ صفین بین الصفین نطعی برایش گسترده بود، و بر آن نماز می کرد. تیز از راست و چپ او می گذشت، و بر زمین می آمد. ابدا آن حضرت را در ساحت وجودش تزلزلی نبود، و به نماز خود مشغول بود.وقتی تیری به پای مبارکش فرو رفته بود، خواستند آن را بیرون آورند به طریقی که درد آن جناب اثر نکند، صبر کردند تا مشغول نماز شد، آنگاه بیرون آوردند. چون آن وقت توجه کلی آن جناب به جانب حق تعالی بود، و ابدا به غیر او التفاتی نداشت. و به صحت پیوسته که آن جناب در هر شب هزار رکعت نماز می گذارد...
گفت علی بن حسین – علیه سلام: چه کسی قدرت دارد مثل علی- علیه السلام- عبادت کند.






