بنر هاي حمايتي
قرآن و شگفتی هایش!
مسلمانان در مدت بیست و سه سال زندگی پیامبر بعد از بعثت شاهد بودند که هنگام وحی حالاتی به پیامبر اکرم- صلوات الله علیه و آله- دست می داد و پس از آن پیامبر به حالت عادی باز میگشت و آیات را برای مردم و کاتبان وحی می کرد. این مجموعه آیات در این مدت نسبتا طولانی و در اوضاع و احوال مختلف بر پیمبر نازل می گشت، گاهی در جنگ و گاهی در صلح، گاهی در مکه و مدینه و گاهی در سفر، گاهی در شب و گاهی در روز. پس انزال قرآن به صورت یکباره نبوده و مدت زیادی طول کشیده که امروزه به عنوان یک کتاب به دست ما رسیده است. این کتاب کلام الله است یعنی وقتی شما این کتاب را تلاوت می کنید یعنی با خدای خود صحبت می کنید و از خدا سوال می کنی و جواب را در همان کتاب دریافت می کنید. حالا امروزه عده ای کافر بی اصل و نسب و البته حرام زاده پیدا شده اند که به این کتاب مقدس که کلمه کتاب در توصیفش ناقص است اشکال می گیرند و این کتاب را هیچ می دانند و آن را اشتباهی بزرگ و ناقص می نامنند.
و البته کسی هم پیدا نمی شود که به این بی اصل و نسب ها بگوید که وقتی نطفه پدران و مادران و همینطور به بالا شما در موز و دیگر میوه ها بود این کتاب دلایل پیدایش عالم می آورد که ذهن شما به آنان قد نمی دهد.
حالا که بحث جالب شد چند مثال از شگفتی های این کتاب بزنند.
این شگفتی ها عبارتند از موارد زیر که برای دیدن آنها به ادامه مطلب رجوع کنید( بسیار جالب)
ادامه مطلب

نماز و قصاص
نه تنها در اسلام بلکه در تمام ادیان الهی قصاص وجود دارد که بر طبق کیفر کسیکه گوش قطع کند آن است که گوشش قطع شود و کیفر کسی که دندان بشکند شکسته شدن دندان اوست تا عدالت انجام شود. یکی از موارد قصاص آنست که دست دزد باید بریده شود البته چهار انگشت او نه کف دست به صورتی که کف دست باقی بماند زیرا قرآن می فرماید: «و اَنَ المَساجدِ لله». محل سجده برای خداست.
چون انسان نیز برای سجده باید کف دست خود را به زمین بگذارد لذا کیفر سارق باید با شرایط نمازگزار مقایرت داشته باشد تا حق عبادت حتی از سارق هم محفوظ بماند.

سیمای سلام
سلام نامی از نام های خداست.
سلام تحیت بهشت است.
سلام پیام پروردگار رحیم است.
سلام تحیت فرشتگان به هنگام ورود به بهشت است.
سلام پذیرایی شب قدر است.
سلام اولین حق مسلمان بر دیگری است.
سلام کلید شروع هر کلام و نوشته ای است.
سلام امان نامه ای از هرگونه ترس و شری.
سلام ساده ترین عمل نیک است.
سلام نشانه تواشع و فروتنی است.
سلام عامل محبت و الفت است.
سلام اظهار صلح و مسالمت است.
سلام اولین تحفه و هدیه دو انسان است.
سلام آرزوی سلامتی برای بندگان خداست.
سلام دعوت به صلح است.
سلام امید دهنده و نشاط آور است.
سلام بر طرف کننده کدورت ها است.
سلام اعلام حضور و اجازه برای ورود است.
سلام بهترین کلام بهنگام ورود و خروج است.
سلام کلامی است در زبان سبک اما در میزان سنگین.
سلام راهگشای مصلحان برای اصلاح جامعه است.
سلام تنها کلامی است که مخاطبانش مردگان و زندگان است.
سلام عامل تعظیم و تکریم است.
سلام سبب جلب رضای خدا و غضب شیطان است.
سلام وسیله ادخال سرور در قلوب است.
سلام کفاره گناهان و رشد دهنده حسناتا است.
سلام ادب الهی است.
سلام پیام آور انس و دوستی است.
سلام استقبال از هر خیر و کلید هر کلام است.
سلام راهگشای مصلحان برای اصلاح جامعه است.
آیا عمر فاروق است؟
برای جواب به این سوال به یک داستان مراجعه می کنیم!
حتما شما دیده اید یا شنیده اید که گاهی اوقات کودکی در موقعی که پدر یا بزرگترش در حال کار کردن است و کارش نیز مهم است مزاحم او می شود و از او نشانی چیزی را می خواهد! برای مثال از بزرگترش نشانی اسباب بازی اش را می خواهد! و بزرگترش نیز به علت نداشتن وقت می گوید: برو، در کمد خودت است! در صورتی که کمد بچه قفل است و بچه نمی تواند آن را باز کند و شاید هم اسباب بازی اصلا در آن نیست!
مثالی دیگر را بگویم و برویم سر اصل مطلب!
کودکی در حال سر و صدا بسیار بلندی است ! در صورتی که بزرگترش در حال سخنرانی است و وقت نیز ندارد! در این صورت چیزی مانند موبایل یا کلیدی را به او می دهد تا او با آن بازی کند و زیاد سر و صدا نکند!
-
خوب حالا اصل مطلب
عمر- لعنت الله علیه- در دوران رسول الله- صلوات الله علیه و آله- توانست در جوار رسول الله جای و مقامی پیدا کند! روزی عمر به حضور پیامبر رفته و از پیامبر درخواست کرد تا لغبی برای او بیابد! پیامبر به او فرمود: تو فاروق هستی! (البته این مطلب هنوز اثبات نشده ولی ما آن را به صورت غیر قابل تصوری قبول می کنیم) «یا عمر انت فاروق» عمر با خوش حالی از جانب پیامبر رفت و مراسمی هم به همین عنوان که خود از زبان پیغمبر شنیده است که فاروق است به راه انداخت.
بعد امیرالمومنین علی – علیه السلام- به جانب پیامبر رفت، حضرت رسول به امیرالمومنین فرمود: یا علی انت فاروق اعظم! الذی فرق بین حق و الباطل! « یا علی تو فاروق اعظمی، کسی که بین حق و باطل فرق می گذاری»
در اینجا آن چند مثال بالا در مورد عمر صدق می کند! پیامبر مشغول کارهای دینی و اسلامی بودند و وقتی هم نداشتند تا با عمر- لعنت الله علیه- مصاحبه کنند به همین دلیل برای دست به سر کردند آن یا به زبان ساده فرستادند به دنبال نخد سیاه به عمر فرمودند تو فاروق هستی!
حالا مسئله علمی اینجاست که فاروق از فرق به معنی جدا کننده است! فاروق از فاعول و به معنی کسی است که جدا کنده است! ولی در هیچ جای عالم حدیثی نقل نشده است که عمر فاروق بین چیزی باشند! ولی در چندین حدیث روایت شده است که امیرالمومنین فاروق بین حق و الباطل است:
قال رسول الله- صلوات الله علیه و آله:
ستکون من بعدی فتنة فاذا کان ذلک فالزموا علی بن ابیطالب انه اول من یرانی و اول من یصحافنی یوم القایمة و هو معی فی السماء العلیا و هو فاروق بین حق و الباطل.1
] معنی: زود است بعد از من فتنه به پا شود پس اگر چنین شد شما ملتزم هستید با علی بن ابیطالب باشید: چون اوست اول کسی که مرا می بیند و با من مصاحفه می کند، روز قیامت و او با من است دو مرتبه بلند و علیا و اوست جدا کننده بین حق و باطل [
قال رسول الله- صلوات الله علیه و آله:
ان هذا اول من آمن بی و اول من یصافحنی یوم القیمة و هذا الصدیق الاکبر و هذا فاروق هذه الامة یفرق بین الحق و الباطل.2
] معنی: بدرستی که این علی اول کسی است که به من ایمان آورد و او کسی است که با من مصاحفه کرد و این علی صدیق الاکبر و راست گوی بزرگ و فاروق این امت است که جدایی می اندازد بین حق و باطل [
.
1- شیخ سلیمان بلخی در ینابیع المودة/ ابی جعفر احمد بن عبد الله شافعی در حدیث دوازدهم از هفتاد حدیث در کتاب فردوس / میر سید علی همدانی شافعی در مودة القربی / حافظ در امالی / محمد بن یوسف ین گنجی شافعی در کفایة الطالب/ بر صدق این حدیث نقل نمودند!
2- محمد بن طلحه شافعی در مطالب السئول / طبری در کبیر و بیهقی در سنن / نور الدین مالکی در فصول المهمة / حاکم در مستدرک / حافظ ابونعیم در حلیه / ابن عساکر در تاریخ ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه / طبری در اوسط / محب الدین در ریاض / حموینی در فرائد / سوطی در دارالمنثور / واعظ شیرازی در نایت نقل صدق این حدیث نمودند!
بسمه رب الکعبه
با سلام خدمت دوستان گرامی!
عده ای کافر وارد این وبلاگ شده و شروع به فحاشی نسبت به ائمه نموده اند!
سوالاتی نیز طرح کرده اند!
چندتا از این سوالات را در ادامه مطلب جواب می دهم!
ادامه مطلب

فرزندان شیطان
شیخ صدوق- رحمة الله- در کتاب علل الشرایع از جابر نقل می کند که گفت: با عده ای در منی همراه پیامبر- صلوات الله علیه و آله و عجل فرجه- بودیم ناگهان شخصی توجه ما را به خود جلب کرد او گاهی سجده می کرد و گاهی رکوع و مشغول ناله و تضرع بود.
گفتیم یا رسول الله چقدر نمازش نیکوست.
فرمود: او همان کسی است که پدرش را از بهشت بیرون کردند.
پس حضرت علی- علیه السلام- بی مبالات به طرف او رفت و او را گرفت و چنان حرکت شدیدی اش داد که دنده ی راست و چپش در هم فرو رفت و فرمود: ان شاء الله تو را خواهم کشت. او گفت تا مهلتی که خداوند به من داده پایان نپذیرد و آن وقت معلوم نرسد 1 چرا می خواهی مرا بکشی؟ به خدا قسم دشمنی نمی کند کسی با تو مگر اینکه نطفه من قبل از پدرش وارد رحم مادر او شود و با دشمنان تو در اموال و اولاد آنها شرکت دارم و این فرمایش خداوند تبارک و تعالی است «و شارکهم فی الاموال و اولاد»2 پیغمبر اکرم- صلوات الله علیه و آله- فرمود: ای علی با تو دشمنی نمی کند از قریش مگر کسی که ازدواج او بدون عقد بوده است و از انصار مگر کسی که اصلش یهودی بوده است، و از طایفه عرب مگر کسی که نسبت او صحیح نبوده و از مردمان دیگر که گمره و بدبخت است و از زنان مگر کسی که از پشت حیض شود.
بعد حضرت سر را به آرامی به طرف سینه مبارکش پایین آورد و مدتی سکوت کرد سپس سر را بلند کرد و فرمود:
ای گروه مردمان به فرزندان خود محبت حضرت علی را عرضه کنید.
جابر بن عبد الله گوید: ما به فرزندانمان محبت حضرت علی را می آموختیم. هر کس از آنها علی- علیه السلام- را دوست می داشت می فهمیدیم که فرزند ماست و آنکه حضرت را دوست نمی داشت به خود نسبت نمی دادیم.3
روایتی است از نزمدی که از بزگان سنی است که از ابو سعید خدری نقل کرده است که گفت: ما منافقین رابه دشمنی با حضرت علی- علیه السلام- می شناختیم.4
.
1- منظور از وقت معلوم زمان ظهور حضرت مهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف- است که روایت شده است که حضرت ابلیس را بر سنگی در مسجد الاقصی ذبح می کند.
2- سوره اسراء آیه 66
3- علل الشرایع:1/142 ح 7، بحار الانوار: 27/151 ح 20، 39/174ح16و 63/236 ح 80، مدینة ال المعاجز 2/215، فضایل و مناقب حیدری( گرد آورنده: م.ح)
4- صحیح نزمذی: 5/635 ح 3717، مسند احمد: 6/292، صحیح مسلم: 1/60، العمده :218، احقاق الحق: 7/238 و 17/223.

خوشا آنان که حیدریارشان بی(2)
در کتاب اعلام الدین از آن حضرت نقل می کند که به امیر المومنین- علیه السلام- فرمود: شیعیان و دوستان خود را به ده خویو خصلت بشارت بده:
اول: پاکی ولادت
دوم: نیکویی و خوبی ایمان
سوم:خدا آنها را دوست دارد
چهارم: قبر آنها وسیع است
پنجم: نور ایشان پیشاپیش آنها حرکت می کند
ششم: فقر را از میان چشمانشان بیرون کند و دلهایشان را بی نیازی مرحمت فرماید.
هفتم: خدا از دشمنان آنها کینه و نفرت دارد
هشتم: از بیماری پیسی و وره در امان است
نهم: گناهان و بدی از ایشان فرومی ریزد
دهم: آنها در بهشت با من هستند.
پس خوشا به حال آنان و بازگشت خوبی که دارند.1
.
1- اعلام الدین:450، فضایل و مناقب حیدری:53، بحارالانوار: 27/162 ح11، الزهد:86، الخصال:2/430 ح10، روضة الواعظین: 346، مشکاة الانوار: 79

قدرت الله
مناقب ابن شهر آشوب از عمر- لعنت الله علیه- نقل می کند که آن ملعون گفت:
حضرت امیرالمومنین علی- علیه السلام- وقتی در گهواره بود و دستهایش بسته بود ماری را دید که به طرف او می آید خود را به حرکت در آورد و دست هایش را خارج کرد با دست راست گردن مار را گرفت و آن مار را به گونه ای فشار داد که انگشتان آن حضرت داخل شد و به قدری نگه داشت تا آن مرد.
مادرش که چنین صحنه ای را دید فریاد برآورد و کمک خواست، اطرافیان جمع شدند سپس به فرزندش علی- علیه السلام- عرض کرد:
«کانک حیدره» گویا تو از نظر شجاعت و دلاوری چون شیر هستی.1
.
1- مناقب ابن شهر آشوب: 2/287، فضایل و مناقب حیدری:55

تنسیمیان کیانند؟
محمد بن العباس از جابر بن عبد الله انصاری نقل کرده است که گفت:
در محضر پیغمبر اکرم- صلوات الله علیه و آله وسلم- نشسته بودم که ناگاه امیرالمومنین علی- علیه السلام- وارد شد، رسول خدا او را نزدیک خود نشاند و با جامه ای که پوشیده بود به چهره مبارک او کشید و فرمود:
ای ابوالحسن تو را به بشارتی که جبرئیل به من داده مژده دهم؟
عرض کرد: بلی یا رسول الله. فرمود:
همانا در بهشت چشمه ای ایست به نام تنسیم و از آن نهری خارج است و آنقدر وسیع است که تمام کشتی های دنیا در آن می توانند قرار بگیرنند و در آن حرکت کنند و در کناره تنسیم توقف کنند! در ساحل آن درختانی از مروارید است که شاخه هایش از مروارید و مرجان تازه و برگ هایش زعفران است، و در کنار آن درختانی از نور است و بر آن مردمانی نشسته اند که بر پیشانی یشان با نور نوشته شده است: اینها دوستان علی بن ابی طالب می باشند.1
.
1- مائه منقبه: 55 منقبت29، تفسیر برهان:4/440، فضایل و منقاقب حیدری: 150، غایة المرام: 586ح 78

بدون محاسبه وارد بهشت می شوید
خوارزمی در کتاب مناقب از ابن عباس نقل کرده است که رسول خدا- صلوات الله علیه و آله- فرمود:
هر کس با علی- علیه السلام- مصاحفه کند یعنی به او دست دهد گویا با من مصاحفه کرده و کسی که با من مصاحفه کند گویا با ارکان عرش مصاحفه نموده است.
و هر کس با علی- علیه السلام- معانقه کند یعنی او را در بر بگیرد و دست در گردن او افکند گویا با من معانقه کرده سات. کسی که با من معانقه کند گویا همه انبیاء را در برگرفته است.
و کسی که به یکی از دوستان علی- علیه السلام- از روی محبت و لطافت دست دهد خداوند گناهان او را بیامرزد و او را بدون محاسبه وارد بهشت کند.1
.
1- مناقب خوارزمی:316ح317، غایة المرام:583ح47،مائه منقبه:69 منقبت39، بحار الانوار:27/115ح90، ارشاد القلوب: 2/82، فضایل و مناقب حیدری:145(گردآورنده: م.ح)

نام امیرالمومنین قبل از آفرینش آدم
ابن شاذان- رحمة الله- در کتاب روضة الفضایل از ابن عباس نقل می کند که گفت:
حضرت علی بن ابی طالب- علیه السلام- نزد رسول خدا آمده به آن حضرت عرض کرد:
امیرالمومنین آمد پیغمبر فرمود:
ان علیا سمی بامیرالمومنین من قبلی.
او قبل از من به این نام یعنی امیرالمومنین نامیده شده است.
عرض کرد: قبل شما رسول خدا!
فرمود: پیش از عیسی و موسی.
عرض کرد پیش از عیسی و موسی ای رسول خدا؟
فرمود: و پیش از سلیمان بن داود.
و هر یک از پیامبران تا آدم! سپس فرمود:
خداوند هنگامی که گل آدمی را سرشت، در مقابل چشمان او مروارید درشتی را آویزان کرد که تسبیح و تقدیس خدا می کرد، فرمود:
مردی را در تو ساکن می کنم که او را امیر همه مومنان قرار داده ام، و وقتی علی بن ابی طالب را آفرید او را در آن مروارید قرار داد، پس قبل از آفرینش آدم، علی- علیه السلام- امیرالمومنین نامیده شد.

معلم کامل
قطب الدین راوندی- قدس سره- در کتاب الخرائج می نویسد: رمیله گوید:
روزی امیرالمومنین- علیه السلام- از محلی عبور می فرمود، جوانی را در آنجا دید که بی هدف می خواند و هوهو می گفت. حضرت فرمود:
اگر به حای این حرف ها قرآن می خواندی بهتر بود.
عرض کرد من قرآن را خوب بلد نیستم و دوست دارم که بخشی از آن را خوب یاد بگیرم.
حضرت فرمود: نزدیک بیا.
آن جوان نزدیک آمد و علی- علیه السلام- در گوش او به آرامی چیزی زمزمه می کند پس خداوند متعال همه قرآن را در قلب او به تصویر کشید و او حافظ کل قرآن شد.1
.
1- الخرائج:1/174 ح 7، بحارالانوار: 42/17 ح1، فضایل و مناقب: 40ح1، مدینة المعاجز: 2/18 ح 361

اوجب واجبات
شیخ صدوق- رحمة الله- در دو کتاب علل الشرایع و خصال می نویسد:
امام صادق- علیه السلام- فرمود:
پیامبر- صلوات الله علیه و آله و عجل فرحه- یکصد و بیست مرتبه معراج نمود، و در هر یک از آنها خدای متعال او را به ولایت حضرت علی- علیه السلام- و امامان- علیهما السلام- توصیه فرمود بیش از آنکه به واجبات سفارش می فرمود.1
.
1- الاخصال: 2/600ح 3، بحار الانوار: 18/378 ح96و23/69ح4، تاویل الایات: 1/275ح 5، فضایل و مناقب حیدری(گرد آورنده: م.ح)
گذشتن از آتش برگه عبور می خواهد
ابن شهر آشوب در فضایل از طریق عامه از ابن عباس نقل کرده است که گفت:
به پیغمبر اکرم- صلوات الله علیه و آله و عجل فرجه- عرض کردم: آیا عبور از آتش برگه عبور و گذرنامه لازم دارد؟
فرمود بلب، سوال کردم: آن چیست؟
فرمود:
حب علی- علیه السلام- بن ابی طالب- رحمة الله
«دوستی و محبت علی- علیه السلام- فرزند ابی طالب- رحمة الله»1.
.
1- مناقب ابن شهر آشوب: 2/156، بحارالانوار: 39/202، فضایل و مناقب: 1/146

خوشا آنان که حیدر یارشان بی
در کتاب فضایل از عمر- لعنت الله علیه- نقل می کند که ملعون گفت: در حضور رسول الله در مسجد آن حضرت بودیم، نماز ظهر را به جماعت برپا داشت سپس به محراب تکیه کرد، همانند ماه در نهایت درخشندگی بود و اصحاب اطرافش جمع بودند، ناگهان نگاهیبه آسمان نمود، و پس از مدتی نگاهی به زمین کرد و سپس به کوه دشت نظری کرد و فرمود: ای گروه مسلمین! ساکت باشید خداوند شما را رحمت کند، بدانید که در دوزخ دره ای است که دره ضیاع نام دارد، در آن چاهی است و در آن چاه ماری است، جهنم از آن دره و آن دره از چاه و آن چاه از مار و آن مار از خدا هر روز هفتاد مرتبه شکایت می کنند.
عرض کرد: ای رسول خدا! این عذاب دو چندانی که قسمتی از آن قسمت دیگر گله می کند برای چه کسی است؟ فرمود:
هو لمن یاتی یوم القیامة و هو غیر ملتمز بولایه علی بن ابی طالب- علیه السلام
برای آنهایی که به صحنه قیامت در حالی که به ولایت علی بن ابی طالب- علیه السلام- پایبند نبودند وارد شوند.1
.
1- الروضه: 9، بحار الانوار: 39/250 ح 14، فضایل و مناقب حیدری: 54

مایه افتخار
در کتاب المستدرک من الفردوس آمده است: جابر گوید:
رسول خدا فرمود:
به راستی که خداوند متعال هر روز به حضرت علی- علیه السلام- بر فرشتگان مقرب و مباهات می کند: تا اینکه فرشتگان گویند: به به! به به! یا علی- علیه السلام- گوارایت باد.1
.
1- بحار الانوار: 26/347، المناقب: 3/266.
(با تشکر از م.ح)

رحم ملک الموت به دوستان علی- علیه السلام
خوارزمی که از علمای اهل سنت است در کتاب مناقب از ابن مسعود نقل می کند که رسول خدا- صلوات الله علیه و آله- فرمود:
اول کسی که از اهل آسمان علی- علیه السلام- را برای خود برادر گرفت اسرافیل بود و بعد از او میکائیل و جبرئیل بودند و اولین کسی که از اهل آسمان به دوستی علی- علیه السلام- مفتخر گردیده است فرشتگانی هستند که عرش الهی را به دوش می کشنند و بعد از آنها رضوان است که خزانه دار بهشت است و بعد از او فرشته قبض روح یعنی عزرائیل است.
و أن ملک الموت یتحرم علی محبی علی بن ابی طالب- علیه السلام- کما یتحرم علی الانبیاء- علیهما السلام.
و ملک الموت بر دوستان علی- علیه السلام- رحم می کند همانطور که بر پیامبران رحم می نمود.1
.
1- الیقین: 72ب 92، الفضایل:162، الروضة:36، بحارالانوار:41/235ح 6، فضایل و مناقب حیدری: 132

کبک و صفا و امیر
سید بن طاووس- رحمة الله- در کتاب الیقین از طریق اهل سنت نقل می کند:
امیرالمومنین- علیه السلام- در مکه بر صفا قدم می زد ناگهان پرنده ای را شبیه کبک است دید که روی زمین راه می رود وقتی در مقابل امیرالمومنین- علیه السلام- قرار گرفت، حضرت علی- علیه السلام- به او سلام کرد، پرنده عرض کرد: سلام بر شما و رحمت و برکات خداوند بر شما باد ای امیرالمومنین. فرمود:
ای پرنده اینجا چه می کنی؟
عرض کرد: ای امیرالمومنین من چهارصد سال است در این مکان خدا را تسبیح می گویم و به مقدس تمجید او مشغولم و او را به طور کامل عبادت می کنم.
امیرالمومنین- علیه السلام- فرمود: ای پرنده! صفا سرزمینی است که در آن خوردنی و آشامیدنی نیست، برای تهیه آن چه می کنی؟ عرض کرد:
به خویشاوندی شما با رسول الله- صلوات الله علیه و آله و عجل فرجه- قسم، هرگاه گرسنه می شوم برای شیعیان و دوستان شما دعا می کنم سیر می شوم، و هر گاه تشنه می شوم دشمنان شما و غاصبین حق شما را نفرین می کنم و سیراب می شوم.1
.
1- الیقین: 72 ب92، الفضل:162، الروضه: 36، بحار الانوار: 41/235 ح 6.
با تشکر از (م.ح)
کن فیکون
مرحوم سید هاشم بحرانی در کتاب مدینة المهاجز و مرحوم حاج ملا صالح برغاتی در کتاب مفتاح البکاء خود روایت نموده اند.
که روزی حضرت امیرالمومنین علی- علیه السلام- در منزل خوله مادر محمد وارد شد، پس خوله به جهت احترام آن حضرت از جای برخاسته و عرض کرد: دلم می خواهد که فرزندی صالحی به من عنایت فرماید. که بعد از من یادگاری باشد.
حضرت چون این سخن را شنید، دست مبارک خود را به شانه او کشید و فرمود: حامله شو به محمد و بزای محمد را، پس خوله همان لحظه حامله شد به محمد بن حنیفه و در همان ساعت هم وضع حمل نمود.1
.
1- خزینة الجواهر فی زینه المنابر:
تالیف مرحوم آیت الله شیخ علی اکبر نهاوندی، ج 1 ص 551
و ذکر شده در کتاب فضایل و مناقب حیدری (گرد آورنده م.ح)

امام مبین
از ابن عباس روایت می کند که گفت: چون آیه شریفه(و کل شی احصیناه فی امام مبین)1 «هر چیزی را که در امام مبین جمع کرده و شمارش نمودیم» نازل شد، آن دو نفر2 (که لعنت خداوند و عرشیان و فرشیان بر آنان باد) برخاستند و گفتند: ای رسول الله مقصود از امام مبین چیست؟ آیا تورات است؟
حضرت فرمود نه! دوباره گفتند که آیا انجیل است؟
حضرت فرمود: نه! دوباره سوال کردند: حتما قرآن است؟
حضرت فرمود نه، در این هنگام امیرالمومنین علی- علیه اسلام- وارد شد، پیغمبر اکرم- صلوات الله علیه و آله و عجل فرجه- اشاره کرد به آن حضرت و فرمود:
او امام مبین است که خدا علم هر چیز را در او فراهم آورده است، و همانا خوشبخت و سعادتمند به تمام معنا کسی است که حضرت علی- علیه السلام- را در دوران زندگی و پس از مرگ دوست داشته باشد، و گمراه و بدبخت به تمام معنا کسی است که با حضرت علی- علیه السلام- در دوران زندگی و پس از مرگ خود دشمنی کند.3
.
1- سوره یس، آیه 12.
2- مقصود از آن دو نفر(لعنت الله علیها) ابوبکر و عمر –لعنت الله علیها- که به خاطر تقیه در بسیاری از احادیث تصرح به اسامی آنها نشده و به طور کنایه ذکر گردیده است.
3- مشارق الانوار: 55

تخت کرامت در بهشت فقط مخصوص توست
در کتاب امالی از امام صادق- علیه السلام- نقل شده است که رسول خدا- صلوات الله علیه و آله- به علی فرمود:
هنگامی که قیامت برپا شود تو را بر مرکبی از نور وارد صحنه می کنند در حالی که بر سرت تاجی از نور است و آن چهار پایه دارد، بر هر پایه ای در سه سطر این جملات نوشته شده است:
لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله.
سپس تخت کرامت برایت قرار می دهند و کلیدهای بهشت و دوزخ را نزد تو آوردند، سپس آنچه را خداوند از ابتدای آفرینش تا انتهای آن آفریده است در یک سرزمین در حضور تو جمع کند و آنگاه تو به شیعیانت فرمان دهی که به بهشت روند و دشمنانت را به دوزخ رهسپار می کنی و تو تقسیم کننده بهشت و دوزخ هستی، و در آن روز امین خداوندی، و امین کسی که حکومت می کند و هر گونه بخواهد در امور تصرف می نماید.
و در روایت دیگر رسول الله- صلوات الله علیه و آل وسلم- به امیرالمومنین علی فاروق اعظم- علیه السلام- فرمود:
ای علی؛ وقتی قیامت فرا رسد تو را بر شتری از نور وارد کنند در حالی که بر سرت تاجی است که چشم ها را خیره می کند و نزدیک است که روشنایی را از چشم ها ببرد در این هنگام دستوری صادر شود که دوستانت را به بهشت و دشمنانت را به دوزخ وارد کن.1
.
1- مشارق الانوار: 181

دوستی شما را برای آخرت ذخیره کرده ام
سید هاشم بحرانی در کتاب مدینه المعاجز می گوید: در کتب شیعه از امیرالمومنین- علیه السلام- روایت شده است که روزی ابلیس بر آن حضرت گذشت، امیرالمومنین- علیه السلام- به او فرمود: ای ابو حارث برای معاد خود چه چیزی ذخیره کرده ای؟
عرض کرد: دوستی شما را ذخیره کرده ام، و هنگامی که قیامت فرا رسد آنچه از اسمامی شما ذخیره کرده ام و از وصف آن هر توصیف کننده ای عاجز است خارج کنم، و برای شما اسمی است که از مردم پنهان و بر من ظاهر است، آن را خداوند رمزی و اشاره ای در کتاب خود قرار داده و جز خدا و آنها که علم و دانش در دل های ایشان رسوخ کرده و ریشه دارد نمی دانند و وقتی خداوند بنده ای را دوست بدارد پرده را از چشمان او کنار می زند و آن اسم را به او می آموزد و این بنده با دانستن آن سر الهی در حقیقت چشم امت می شود.
و ذلک الاسم هم الذی قامت به السماوات و الارض، المتصرف فی الاشیاء کیف یشاء.1
.
1- مشارق الانوار: 157، مدینة المعاجز: 1/127 ج73

صلوات
از کتاب اربعین می کند که انس بن مالک گفته است:
فردای قیامت علی- علیه السلام- را اینگونه خطاب کنند:
ای علی، ای ولی، ای سید، ای راستگو، ای حاکم، ای راهبر، ای هدایت کننده، ای زاهد پیشه، ای جوانمرد، ای پاک، ای پاکیزه، تو و شیعیانت بدون حساب وارد بهشت شوید.1
.
1- مشارق الانوار: 68، ارشاد القلوب:2/83 (با کمی اختلاف)، مناقب و فضایل حیدری(گرد آورنده: م.ح)

یا علی تو اسم اعظم خدایی
برسی در کتاب مشارق الانوار نقل می کند که صاحب کتاب عیون الاخبار روایت کرده است:
روزی حضرت امیرالمومنین- علیه السلام- در راهی شد، در بین راه به دره ای که بر اثر سیل آب زیادی در آن جمع شده بود رسیدند، یهودی فورا پارچه ای را که نخی یا پشمی بود به خود پیچیده و روی آب به راه افتاد، مقداری که رفت حضرت علی- علیه السلام- را صدا زد و گفت: آنچه را که من می دانستم را می دانستی از آب عبور می کردی همان طور که من عبور کردم.
امیرالمومنین- علیه السلام- به او فرمود: قدری توقف کن، سپس اشاره فرمود، فورا آب منجمد گردید و سفت شد و به روی آن راه افتاد.
یهودی که چنین دید خود را بر قدم حضرت علی- علیه السلام- انداخت و عرض کرد:
ای جوانمرد؛ چه چیزی گفتی که آب به سنگ تبدیل شد؟
امیر المومنین- علیه السلام- فرمود:
تو چه گفتی که بر روی آب عبور کردی؟ عرض کرد:
من خدا را به اسم اعظم خواندم.
امیرالمومنین- علیه السلام- فرمود: اسم اعظم خدا چیست؟
عرض کرد: اسم جانشین حضرت محمد- صلوات الله علیه و آله.
امیرالمومنین- علیه السلام- فرمود: من جانشین حضرت محمد هستم.
یهودی به حقانیت آن حضرت اعتراف کرد و اسلام آورد.
شهادت امام هادی- علیه السلام- بر تمام شیعیان تسلیت باد
(انشاء الله بتوانیم ذهن بی مغز بعضی از افرادی که
با این امام و دیگر ائمه مشکل دارند را درست کنیم)
/veladate%20emam%20mohammade%20bagher(a)/87-04-13/emam%20mohammade%20bagher%20(16).jpg)
معجزات حضرت امام محمد باقر- علیه السلام
به علت کمبود وقت به دو معجزه اکتفا می کنیم.
1- قطب راوندی روایت کرده از ابوبصیر، که گفت: با حضرت امام محمد باقر- علیه السلام- داخل مسجد شدیم. مردم در مسجد رفت آمد داشتند و خارج و داخل می شدند! حضرت به من فرمود: بپرس از مردم که آیا مرا می بینند؟ پس هر کس را که دیدم از او پرسیدم: ابو جعفر- علیه السلام- را دیدی؟ می گفت: نه! در حالی که آن حضرت ایستاده بود. تا آنکه ابو هارون مکفوف(یعنی نابینا) داخل شد. حضرت فرمود: از او بپرس! از او پرسیدم: آیا ابو جعفر را می بینی؟ گفت: آیا آن حضرت نیست که ایستاده است؟ گفتم از کجا فهمیدی؟ چگونه ندانم. حال آنکه آن حضرت نوری درخشنده است.
2- همچنین ابو بصیر گفته: از حضرت باقر- علیه السلام- شنیدم که به مردی از اهل افریقه فرمود: حالت راشد چگونه است؟ عرض کرد: وقتی من بیرون آمدم از وطنم زنده و تندرست بود، و سلام فرستاد بر شما. حضرت فرمود: خدا رحمت کند او را. عرض کرد: راشد مرد؟ فرمود: آری گفت چه زمان: حضرت فرمود: دو روز بعد از بیرون آمدن تو. عرض کرد: به خدا سوگند! مرض و علتی نداشت. حضرت فرمود: مگر کسی که میمیرد، به مرض و علتی می میرد! راوی گوید، گفتم: راشد کیست؟ فرمود: مردی از موالید و محبان ما بود. حضرت عرض کرد: بر ما پوشیده نیست آنچه شیعیان ما انجام می دهند.
.
منبع: گفتار نامه های حاج شیخ عباس قمی
« زیارت برادر»
ابو حمزه از حضرت صادق- علیه السلام- روایت کرده است که حضرت فرمودند: هر کـــــــس
برادرش را برای خدا و نه جز او در جهت رسیدن به وعده خدا و قطعی شدن آنچه نزد اوست
زیارت کند، خداوند هفتاد هزار فرشته را به کار می گمارد تا فریاد زنند هان پاک شـــــدی و
بهشت برایت حلال شد.
............................
جمیل دراج از حضرت صادق- علیه السلام- روایت کرده است که فرمودند: برای اعـــــــتماد
مرد به برادرش همین بس است که حاجت خود را به نزد او ببرند.
بسمه تعالی
وبلاگ شیعه لینک در نظر دارد تمام وب سایت ها و وبلاگ های شیعه ی به زبان های فارسی، انگلیسی و عربی را (اعم از دولتی و شخصی) معرفی نماید.
این وبلاگ با همکاری و همیاری دوستان و به مدد موسسه ره آوران فرهنگی و هنری تهران و سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران همچنین گروه نرم افزاری موسسه فرهنگی شهر و با خدمات اینترنتی بنده حقیر (فاروق) و یاری پروردگار و رسولش و تمام معصومین در اختیار شیعیان قرار گرفته است.
در صورت تمایل به لینک شدن در این وبلاگ، آدرس وب سایت و وبلاگ خود را در وبلاگ فاروق به آدرس
(www.farough110.blogfa.com ) در قالب یک نظر قرار بدهید تا در صورت صلاحیت شما نیز لینک این وبلاگ شوید.
تمام اهداف این وبلاگ بر این است که تا نیمه شعبان بتواند تمام وبسایت ها و وبلاگ های شیعه را معرفی نماید!
با تشکر از تمام کسانی که در این اقدام به ما کمک نموده اند.
آدرس ما

میلاد امام ابوجعفر محمد بن علی بن حسین- علیه السلام- بر شیعیان مبارک باد.
آنچنان که روایت شده است حضرت در روز دوشنبه، سوم صفر یا اول رجب سال پنجاه و هفت در مدینه به دنیا آمدند. والده ی ماجده اش حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبی- علیه السلام- بود. که او را ام عبد الله می گفتند.
از دعوات راوندی روایت شده است که امام محمد باقر- علیه السلام- فرمودند: روزی مادرم در زیر دیواری نشسته بود، ناگهان از دیوار صدایی بلند شد. از جا کنده شد خواست که بر زمین افتد. مادرم با دست خود به دیوار اشاره کرد و فرمود: نباید فرود آیی. قصم به حق مصطفی- صلوات الله علیه و آله- که حق تعالی رخصت نمی دهد تو را در افتادن. پس آن دیوار معلق در میان زمین و هوا باقی ماند، تا آنکه مادرم از آنجا گذشت. پس پدرم صد اشرفی برای او تصدق داد.
اسم مبارک آن حضرت محمد؛ و کنیه اش ابوجعفر است. القاب شریفه اش، باقر، شاکرف و هادی است که مشهورترین آن باقر است. این همان لقبی است که حضرت رسول- صلوات الله علیه و آله- به آن ملقب فرموده است. همانگونه که راوی می گوید از قول رسول الله شنیدم: «یبقر علم الدین بقرا» (او می شکافد علم دین را شکافتنی).
علما گفته اند که آن حضرت را باقر گفته اند، « لِتَبَقُرِ فی العلمِ و هو تفحره و توسعه»
نقش نگین آن حضرت «العزه الله» یا «العزه لله جمیعا» بوده. به روایت دیگر انگشتر جد خود حضرت حسین- علیه السلام- را در دست می کرد. که نقش آن «ان الله بالغ امره» بوده.
در مطالب بعدی در رابطه با فضایل و مناقب و همچنین معجزات آن بزرگوار سخن خواهیم داشت.
یا باقر العلم لا هل التقی و خیر من لبی علی الاجبال





