تبليغاتX

-::- فاروق -علیه السلام

بنر هاي حمايتي



شيعه لينک
 محل قرار دادن بنر حمايتي  


جاي سيلي تا ابد بر روي ماست                    تا قيامت ميخ در پهلوي ماست!

به خدا كساني كه در استدلال كفر اهل سنت شك كنند كم از كفر ندارند.

به خداوندي خدا اگر مجبور نبودم اين قسم را نمي خوردم!

چه خوش گفت شيخ كه آيا استدلال از چيزي مي خواهي كه عيان است؟ گفتم ما نمي خواهيم ديگران مي طلبند! گفت ديگران چه مي دانند بر سر علي و محمد و فاطمه چه آوردند؟   چه آوردند؟  هان ؟ چه؟!!

وقتي من توسط شيعيان ماخذه مي شوم كه فلان مطلب را نگذار و فلان حرف را نزن و از فلاني و فلاني و ... جلو نزن و ديگه بگين برو خفه شو!

به خدا پيامهايتان سنگين است! نظر ندين اگه مي خواهين بر ضد ولايت اميرالمومنين صحبت كنيد!.

با زبون بي زبوني به ما مي گن خفه شيد!دهانتان را ببنديد! كه مثلا كذا و كذا گفت فلان و شما نبايد بر ضد آنان سخن بگوييد! خدا خود شاهد است كه قبل از اين حرف ها بعضي هايي كه بر ولايت امير شك كردند چه بر سرشان آمد! بزرگشان ايوب نبي بود كه با شك در ولايت اميرالمومنين به چنان عذابي گرفتار شد كه حالش منقلب شد و با توبه به درگاه حق تعالي بخشيده شد!

اين سرنوشت را خدا قرار داد تا به ما بگويد در ولايت هر كه شك كند به عذاب گرفتار مي شود چه در دنيا و چه در آخرت! چه انسان معمولي و چه نبي خدا!

 

لعنت الله عليه الذين لا يومن به الله و رسول و عليا و فاطمه و الحسن و الحسين و كل الاولادالحسين الا الفاسدين

اللهم عجل الوليك الحجة بن الحسن الذي هو منجي

خدايا ظهور مهدي موعود را قرار بده در همين لحظه ها كه اين لحظه ها آخر الزمان است. امروز كه شيعه به تشيع خنجر مي زند و ... هر چند كه در شيعه بودنشان شك است.

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش

چند سخنراني و كليپ جالب در مورد تشيع

ولایت علی (ع)در قرآن

ولایت علی (ع) در سنت

ولایت علی (ع) در عقل

خدمات بنی امیه به اسلام!!

عقاید وهابیت

هجوم شبهات به شیعه

خلافت امیرالمومنین یزید!!!

توسل

مناظره

مناظره با ابوحنیفه 

علی وصی است

 حقانیت

   فدک 

 معاویه

ولایت علی(ع)  

عمر 

 وضو 1  

 

براي ديدن ادامه ي عنوان ها بر روي اينجا كليك كنيد

با تشكر از پايگاه دانلود تشيع ايرانشهر

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

عملكرد و نگاه شيعه به سرزمين فلسطين چگونه است؟

فلسطين براي شيعه و اسلام يكي از سرزمين هاي مقدسي است. قبله ي اول مسلمين يا همان مسجد الاقصي و قبة الصخره يا همان قدس كه محل عروج پيامبر اسلام بود نيز يكي از اين مهمات است.

اين سرزمين، سرزمين مقدسي است ولي مهم افرادي است كه در آن زندگي مي كنند! براي فهم بيشتر مثالي مي زنم:

يك ليوان از جنس طلا است ولي خالي و انساني تشنه. ليوان طلا براي يك فرد تشنه چيز مهمي نيست شايد اهميت داشته باشد ولي چاره ي درد او آب است نه طلا! ولي يك ليوان سفالي پر از آب به درد اين فرد مي خورد و اگر اين فرد عاقل باشد حتما ليوان سفالي پر از آب را به ليوان خالي طلا ترجيح مي دهد!

سرزمين قدس يا فلسطين سرزمين مقدسي است ولي اگر افرادي مسلمان و شيعه بر اين سرزمين حكومت كنند بهتر از مشتي كافر فلسطيني يا مشتي كافر اسرائيلي است.

اميد به روزي كه حضرت صاحب امر ظهور نمايند و به لطف الهي شيعيان بر تمام زمين حكومت عادلانه اي را شروع كنند.

الهم عجل الوليك الفرج الحجة بن الحسن صلواتك عليه و علي آباه

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

نكته اي قابل ذكر كه گفتنش خالي از لطف نيست

شيخ صدوق –رحمة الله- در كتاب امالي از سلمان فارسي- سلام الله عليه- نقل كرده است: ابليس لعنة الله عبورش به چند نفر افتاد كه به امير المومنين- عليه السلام- دشنام مي دادنند، در مقابل آنها ايستاد، سوال كردند كيست كه روي ما ايستاده؟

گفت: من ابو مره ام گفتند: سخنان ما را شنيدي؟

گفت: بدا به حال شما مولاي خود علاي بن ابي طالب- عليه السلام- را ناسزا مي گوئيد؟

گفتند: از كجا دانستي او ولي امر ما است؟

گفت: از كلام پيغمبرتان كه فرمود:

من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله.

يعني: هركس من مولاي اويم اين علي مولاي اوست خدايا آن كس حضرت علي را دوست دوست بدار و دشمن او را دشمن بدار!

سپس به او گفتند : آيا تو از مواليان و شيعيان آن حضرت هستي؟

گفت: من ولايتش را ندارم و از شيعيان او نيستم ولي او را دوست دارم، و هر كس با او دشمني كند من در مال و فرزندش با او شركت دارم .

به او گفتند : آيا در مورد علي حديثي دارد؟

گفت: اي گروه كافر و ظالم و عهد شكن! و اي كساني كه از دين خدا خارج شده ايد!گوش كنيد تا برايتان بگويم!

خدا را در ميان طايفه جن دوازده هزار سال عبادت كردم، و وقتي آنها به هلاكت رسيدند از تنهايي خود به خدا شكايت كردم مرا به آسمان دنيا برد ، در انجا هم دوازده هزار سال در جمع فرشتگان خدا را پرستش كردم، و در حالي كه به تسبيح او مشعول بودم ناگهان نوري كه تشعشع و درخشندگي آن زياد بود از مقابل ما گذشت، فرشتگان همگي براي آن نور سجده كردند و گفتند سبوح قدوس پاك و منزه است خداوند اين نور فرشته اي مقرب يا پيغمبري مرسل است.

ندائي آمد: اين نور طينت و سرشت علي بن ابي طالب صلوات الله عليه است.1

 

                                                               .

1-       امالي صدوق: 427ح6، مجلسي 55، بحار الانوار: 39/162 ح 1، مدينة المعاجز: 1/123 ح 70، علل الشرايع: 143 ح 9.

با تشكر فراوان از آقاي م.ح عزيز كه كتاب فضايل حيدري را جمع آوري كرده است.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

حمل صخره هاي سترگ از قلعه ي كوه هاي رفـيع

از بار  منت آدميان برايم دوست داشـتـنـي تـر اسـت

برخي به من مي گويـنـد: كـسـب و كـار بـراي تو نــنـگ اسـت

اما نـنـگ و عـار در ذلـت و خـواري در خـواســت از ديگران است.

اگر مي خواهي آزاد زندگي كني، چون بردگان تن به كار بده

طـمـعـت  را  از  مـال بــنــي آدم بـه كـلـي قــطــع كــن

نــگــو آن  مـرا  كـــوچــك  و  پـســـت  مــي كــند

بلكه گدايي و درخواست از مردم ذلت آوراست

آن  گــاه  كــه  از مـــردم   بــي نــيــازي

هـر كــاري كــه خــواهــي   داشـتـه   بـاش،

چه در اين صورت از همه ي مردم بلند قدتر و ارجمند تري 1

 

 

                                                      .

1-       معني دو رباعي از امام علي عليه السلام كه ترجمه ي آن را خوانديد و عربي آن اين چنين است

 

لنــقـل الـصـخـر فـي قـلـل  الجـبال

احــب  الـي  مـن   مـنـن   الـرجـال

يقول الناس لي في الكسنب  عار

فــــان  الـعـار   فـي   ذل   الـسـوال

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |
 

اهل سنت مرتد شدند!

در راستاي توهينات اهل سنت و همچنين وهابيت به اسلام حقير و عده اي كثير از شيعيان ايراني و همچنين عراقي فعاليت گسترده اي را براي اينكه ثابت كنيم كه اهل سنت و همچنين وهابيت كافر كافر اند والبته مرتد شروع كرديم.

چندي پيش نيز به استلالي رسيديم كه آن استدلال اسم 1 ناميديم.دليل نامگذاري اين استدلال به اين نام اين است كه الف- به نشانه اهل و –س- به نشانه سنت و –م- به نشانه مرتد و شماره -1- به اين معناست كه اين استدلالات ادامه دارد مي باشد.

اين استدلال (اسم1) به واسطه يك استاد بي نام و نشان صورت گرفت و داستان از اين قرار بود كه من به همراه عده اي از دوستان به تحقيق دست زديم. در تحقيقات خود روزانه از عده اي نظر سنجي مي كرديم. روز آخر نظر سنجي بود و قرار بود از فرداي آن روز به همراه دوستان بيشتري به كسب اجازه برويم . آخرين نظر سنجي را از يك شخص روحاني انجام داديم و قرار بود به مسجدي برويم و نتيجه گيري كنيم در همين لحظه بود كه پير مردي 70 ساله را با عمامه اي زرد ديديم ! يك شخص روحاني كه لباس روحانيت نداشت و فقط عمامه اي بر روي سر مي گذاشت . در همين حال به پيشنهاد يكي از دوستان احترام گذاشتيم و به نظر سنجي به كنار اين فرد رفتيم در همين نزديكي نيز بر روي زمين خاكي نشستيم و سر سخن را باز كرديم!

واقعا بي انصافي مي بينم كه سخنان بين خودمان و اين فرد را ننويسم.

اسمش را نگفت ولي ما او را شيخ مي گفتيم. شيخ با قد كوتاه و محاسني بلند بود سنش هفتاد مي آمد. با عمامه اي زرد نشسته بود و سخن مي گفت.

به او گفتيم نامت چيست؟

- گفت بنده ي خداييم و به سوي او بر مي گرديم!

به او گفتيم كجا زندگي مي كني؟

- گفت همه از آن اوست جاي جاي اين زمين مال اوست!

به او گفتيم آيا فلسفه مي داني؟

- گفت فلسفه اول و آخر اوست!

به او گفتيم نظرت در مورد ارتداد اهل سنت چيست؟

- گفت از چيزي سوال مي كني كه عيان است؟

به او گفتيم اگر استدلالي داري بنويس!

- گريه كرد و گفت: آيا استدلال مي خواهد اين مطلب!

به او گفتيم ما نمي خواهيم! ديگران مي گويند و مي طلببند!

- گفت: ديگران چه مي دانند بر سر محمد و علي و فاطمه چه آوردند؟

به او گفتيم حقيريم در نزد شما! استدلال بياور تا راضي شوند! آخر اعتقاد بر اين دارند كه پيامبر مي گويد اگر كسي بر قبله نماز خواند و خدا را قبول داشت كافر ندانيمش.

- شيخ با عصبانيت گفت: بله ولي مگر در ادامه نگفت كه: فاطمه بضعه مني فمن آذاها آذاني؟

جاي سخن براي ما نگذاشت و مهر خواموشي بر دهان همه زد! فقط به او گفتيم : اگر مي شود استدلالي بياور! و آن را بنويس!

و او پس از لحظاتي سكوت و تفكر گفت: كاغذي بدهيد! كاغذ و قلم داديم! و نوشت! نوشت و نوشت و نوشت! تا آنكه كاغذ به پايان رسيد و كاغذي ديگر طلب كرد! كاغذي ديگر به او داديم و نوشت! تا آنكه به پايان رسيد و
 گفت: ...

استدلالات و مطالب بعدي در ادامه مطلب! حتما ببينيد! مهم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

وجود دَر (= باب عربي ، در خانه ، در و ديوار) در دوران حضرت اميرالمومنين علي – عليه السلام

افرادي كه حتي لياقت بردن نامشان با زبان روزه ندارند آمده اند و نظر داده اند  و وجود در را در زمان فاطمه الزهرا- سلام الله عليها- رد كرده اند و مي گويند كه در در آن زمان وجود نداشته است اصلا ميخ اختراع نشده و ...

گفتم اگه جوابه اين ابلهان را ندهيم خيلي نامردي است.

اين موضوع يعني همان اثبات وجود در در زمان فاطمه الزهرا را با چند قسمت توضيح مي دهيم!

1.       در زمان حضرت داود –عليه السلام- حضرت تمام اجنه را كه در تسخير سليمان – عليه السلام- بودند را در مسجد القصي حبس كرد و در آنجا را قفل كرده طوري كسي نتواند در آن را باز كند. 1

2.       در زمان حضرت ابراهيم- عليه السلام و الصلوات-  خانه كعبه در كوچكي داشت. 2

3.       در زمان حضرت محمد – صلوات الله عليه و آله- بزرگان عرب بر سر اينكه چه كسي حجرالاسود را در خانه كعبه جا بگذارد دعوا داشتند و به اين نتيجه رسيدند كه هر كس از در مسجد وارد شد او بگويد چه كسي اين كار را انجام دهد كه حضرت محمد- صلوات الله عليه و آله- از در وارد شد.3

4.       داستان دري كه اميرالمومنين آن را با يك دست باز كرد و چهل نفر نمي توانستند آن را باز كنند.4

5.       تابوت عهد داراي دري بود كوچك كه از آن نوري ساتع شد و حضرت سماعيل به پيغمبري نائل شد.5

6.       داستان عمر – لعنت الله عليه- و رفتن او از ديوار به خانه شخصي و اعتراض صاحب خانه از اينكه چرا از ديوار آمده است نه از در.6

7.       حديث از رسول الله- صلوات الله عليه و آله- كه هميشه از در وارد شويد.7

8.       حديث ديگري از رسول الله با مدركي عظيم كه جاي سخن نمي گذارد و آن هم اينكه : انا مدينة العلم و علي بابها8  كه معني اش به قول فردوسي- رحمة الله- مي شود : منم شهر علمم عليم در است      دراست اينكه قول پيغمبر است.9

9.       پس از شهادت حضرت فاطمه- سلام الله عليها- زلزله اي به پا شد كه اتمام نمي يافت و مردم به در خانه اميرالمومنين آمدند و آنقدر در زدند تا امير شاكي شد و دعا نمود تا عذاب رفع شود و عذاب به پايان رسيد.10

10.   وجود داستان عقيل برادر حضرت علي- عليه السلام- كه در نهايت اميرالمومنين به او گفت كه برو و در دكان هاي مردم را بشكان و اموال آنان را بدزد و هرگز به من مگو كه از بيت المال به تو چيزي بدهم چرا كه اين نيز دزدي بزرگي است آيا اين شايسته توست11.

11.   پس از باز كردن در خانه ي كعبه عهد نامه توسط موريانه ها خورده شده بودند الا بسم الله آن12.

12.   معصوم در مسجد ايستاده بود و منتظر ماند و به يارش گفت ببين آيا كسي مرا در مسجد مي بيند . فرد به كساني كه از در مسجد داخل مي شدند مي گفت كه آيا معصوم را مي بيني گفت نه در حالي كه معصوم ايستاده بود تا اينكه فرد كوري داخل شد و گفت آري همان نيست كه ايستاده است گفت تو از كجا مي بيني گفت معصومين باي ما نوري هستند.13

13.   اسحاق جلاب گفت كه براي امام هادي – عليه السلام- گوسفنداني بسياري خريدم. آن گاه مرا خواند و... تا اينكه شب را در آنجا سپري كردم در ايوان خانه خوابيدم صبح شخصي به من گفت برخيز چشم را باز كردم ديدم بر در خانه ام در بغدادم.14

14.   اميرالمومنين – عليه السلام- در شب نوزدهم ماه رمضان در حال رفتن به مسجد كوفه بود كه حلقه در پيراهن امير را گرفت و با گريه هاي اميرالمومنين آن را رها كرد.15

15.   حضرت زينب در زنداني در دمشق زنداني شدند.16

                                                                                   .

1-       داستان هاي قرآني

2-       همان

3-       همان

4-       فضايل اميرالمومنين

5-       داستان هاي قرآني

6-       افتخارات علي افتزاهات عمر

7-       اصول كافي

8-       بحار الانوار

9-        تفسير قرآن

10-   داستانهايي از جنس رهايي

11-   همان

12-   تاريخ اسلام در صدر

13-   همان

14-   اصول كافي

15-   فضايل اميرالمومنين

16-   عاشورا و زنان محزون

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

قرآن خبر از كره بودن زمين مي دهد!

در آيه 115 سوره بقره مي خوانيم كه خدا در مشرق و مغرب است و در نهايت هم مي خوانيم « فثم وجه الله» يعني هر طرف كه رو كنيم خدا است. در تفسير اين آيه از امام  كاظم – عليه السلام- آورده اند كه : منظور از وجه الله همان قبله است.

همچنين در جايي ديگر شخصي از امام كاظم- عليه السلام- سوالي مي كند كه اگر كسي در هواي ابري در بياباني گم شود و نداند كه قبله از كدام سو است و به سويي نماز بخواند و پس از آن آفتاب آشكار شود و بداند كه بر پشت بر قبله بوده است حكم آن چيست؟ حضرت مي فرمايند كه اگر از وقت نگذشته است اعاده كند مگر نمي دانيد كه خداوند مي فرمايد: «فايمنما تولوا فثم وجه الله»

شيخ طباطبائي در تفسير آيه فوق مي نويسد: منظور از اين آيه همان قبله است كه اگر پشت به آن كني باز هم در توسعه كعبه واقع خواهي شد و شاهد آن ه اين است كه خداوند مي فرمايد: « و الله مشرق و المغرب»

منظور از آيات و روايات فوق اين است كه زمين گرد است و اين را مي توانيد از قرآن بيابيم و اين ماجرا را قرآن در 1440 سال پيش آورده است.

اين هم دليلي بر حقانيت اين كتاب الهي.

 

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

چرا وهابيت همچنان بر مكه حكومت مي كنند؟

سوالي را كه شخصي پرسيد و جوابش را از قرآن مي دهم!

در سوره بقره آيه ي 126 خداوند مي فرمايد كه : «هنگامي كه ابراهيم گفت كه اين شهر (مكه) را شهر امني قرار داده و اهل آن را از ميوه ها روزي عنايت كن كسانيكه از آن ها ايمان بخدا و روز قيامت آوردند فرمود: هر كه كافر گردد او را (از نعمت ها) برخوردار كنم سپس او را بعذاب جهنم بكشانم كه سر انجام بدي است».1

در تفسير اين آيه آمده است كه: خداوند اين آيه به  كفار مي گويدكه: كعبه را خانه اي امن براي شما (كفار) قرار داده ام و از نعمت به شما روزي داده ام ولي خيال نكنيد كه اين ها چيزي نمانده تا كشانده شوي با آتش دردناك جهنم و اين بد سرانجامي است.2

عده اي اين كفار را كه در تفسير آيه آمده اند به وهابيت نسبت داده اند و اين پيام خدا را به گوش آنان مي خوانند كه اگر هم تا كنون عذابي نازل نشده به دليل همان كعبه و مكه است كه زنده اند.

 

                                                     .

1-       و من كفر فا متعه قليلا ثم اضطره الي عذاب النار و بئس المصير.

2-       تفسير الميزان علامه طباطبائي

+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

آيا اهل سنت مسلمانند؟

به اين سوال بارها پاسخ داده ايم و جواب هم منفي است. دليلش هم اين است:

حضرت رسول – صلوات الله عليه و آله- در اوايل ظهور اسلام به اهل سنت (مسلمانان دوران جهال بنابه گفته خود اهل سنت) مي فرمايد: نگوييد مسلمان شده ايم بلكه بگوييد اسلام آورديم.

اسلام آوردن به معني تسليم شدن است. پيامبر- صلوات الله عليه و آله- مي دانستند كه در آينده افرادي مي آيند و ادعاي تسنن مي كنند. پيامبر به اين افراد مي گويد: بگوييد تسليم شديم نگويد مسلمان شديم. تسليم شدن به عامل تسليم نياز دارد. اين عامل در اين امر همان معجزات پيامبر- صلوات الله عليه و آله مي باشد و آنان به واسطه آن معجزات مسلمان شدند.

حال اينجا سوالي پيش مي آيد كه مسلمانان چه كساني هستند؟

مسلمانان كساني هستند كه به خدا ايمان دارند! حضرت محمد را قبول دارند و علاوه بر اين دو مورد بر چيزهاي ديگري نيز اعتقاد دارند!

دليل اينكه بر زير جمله بر چيزهاي ديگري نيز اعتقاد دارند! خط كشيده شده اين است كه جمله معني دار است. معني جمله مي شود اينكه علاوه بر دو شعار معروف اسلام كه عبارتند از: «اشهد ان لا اله الا الله»  و « اشهد ان محمد رسول الله» بر شعار هيا ديگري نيز اعتقاد دارند.

امروزه تنها كساني كه علاوه بر دو شعار بالا شعار هاي ديگري نيز دارند شيعيان هستند كه به مومنين معروفند و مي گويند:

«اشهد ان لا اله الا الله»  و « اشهد ان محمد رسول الله» ، «اشهد ان عليا ولي الله» ، «اشهد ان عليه حجة الله» و همچنين «اشهد ان مهدي بقيه الله».

از جمله هاي بالا مي توان اين نتيجه را گرفت كه اهل سنت اگر هم مرتد نباشند مسلمان نيز نيستند بلكه تسليم شده ند ولي شيعيان مسلمانانند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

امام صادق – عليه السلام- در پاسخ سوال يكي از اصحاب كه گفت: شب قدر چه شبي است؟ جواب مي دهند:

اگر مي خواهي شب قدر را دريابي در 19 و 21 و 23 ماه مبارك رمضان به دنبال آن باشيد!

همچنين نقل شده است كه در جايي ديگر مي فرمايند : شب قدر همان شب 23 ماه رمضان است.

 

در مورد شب قدر هيچ نمي گويم چون مي دانم كه به تصوير كشيدن اين شب غير قابل قبول است. فقط برويم و آن شب را درك كنيم!

يا علي!

التماس دعا!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش

 

اهل سنت همچنان مرتد اند

قرآن در قسمتي از آيات خود در سوره بقره در آيات 63 تا 83 مي فرمايد كه :

« آيا شما انتظار داريد، ايمان آورند با اينكه عده اي از آنها كلام خدا را ميشنوند و پس از درك آن عمدا آنرا تحريف مي كنند و حال اينكه دانند؟»

اين آيه مخصوص كفار مدينه نازل شده است كه آيات قرآن را تحريف مي كردند. اين آيه همچنين براي اهل سنت و وهابي ها نيز صدق مي كند . اينان كساني هستند كه بر اعتقادات غلط خود تكيه مي كنند و آيات قرآن را تحريف مي كنند . در قرآن مي خوانيم كه «علي العظيم» ولي از كلام اهل سنت چيزي ديگر مي شنويم . البته نمي توان به سادگي از مسئله تحريف سخنان پيامبر اسلام- صلوات الله عليه و آله- گذشت زيرا كم گناهي نيست كه سخنان رسول خدا را كه مي توان آن را كلام خدا دانست تحريف كرد.

قرآن كريم از اين افراد كساني را تعبير مي كند كه هميشه در جهنم اند و آنان همان كساني هستند كه قرآن يعني خدا آنان را اصحاب النار مي داند . صاحبان جهنم!.

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

امروز به دو تا سوال جواب مي دهيم!

يكي اينكه چرا نماز مي خوانيم؟ و ديگري اين كه چرا زكات بدهيم!

براي سوال به پاسخ اول بايد ذكر شود نماز خواندن يكي عمل است و خداوند آن را واجب دانسته كه عبد از معبود دوري نجويد و با او بماند و نسبت عبد به معبود ثابت بماند.

نماز عملي است كه ما براي تشكر و شكر از خدا به او مي خوانيم. پس خدا نيازي به اين عمل ندارد . با مثالي توضيح مي دهم:

شما داريد از جايي مي گذريد كه پيرمردي از شما كمك مي خواهد كه مثلا اين جنس را تا آنجا براي من بياور شما هم اين كار را مي كنيد.

و همچنين اين پيرمرد نيز از شما تشكر مي كند و حتي براي شما فاتحه هم مي خواند. ولي اگر اين فرد با لحني توهين آلود اين درخواست را بكند شما اين كار را انجام مي دهيد در ضمن در نهايت هم كمي دشنام مي شنويد. مسلما شما اين كار را انجام نمي دهيد و بي تفاوت رد مي شويد.

خداوند نيز به ما نعمت داده كه بي شمار است از آب تا خاك از زمين تا آسمان هفتم همه نعمت الهي است و اينها بايد جبران شود كه يكي از اين كارها نماز خواندن است.

بين كفر و ايمان جز نماز راهي نيست!

 

در مورد زكات!

با مثالي توضيح مي دهم:

شما به نزد استادي مي رويد كه بسيار ايشان را قبول داريد و از ايشان سوالي مي پرسيد و مي خواهيد مصلحت عملي را از او بپرسيد و اين فرد هم مي گويد فلان كار را انجام بده خوب است . حالا خداوند تبارك و تعالي به ما گفته است  كه براي اينكه عدل در عالم پابرجا باشد فلان مقدار از فلان مال را به فلاني بده تا هم من خوشنود شوم و هم خلقم و هم تو در آزمايشي كه من براي تو تدارك ديده ام پيروز شوي. شما هم قبول مي كنيد و مسئله به خوبي و خوشي به پايان مي رسد.

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

در راستاي شروع كردن طرح اسلام پاسخ مي دهد سوالاتي طرح شده كه جوابش معلوم است و همچنين سوالاتي طرح شده كه جوابش وقت مي برد مثلا پاسخ به سوال فلسفه احترام در قرآن و به قرآن خيلي راحت مي باشد ولي فلسفه عرفان در قرآن حد اقل يك ماه وقت مي طلبد هر چند جوابش را نمي دهيم زيرا وقت كم است. ولي سوالاتي طرح شده كه جوابش وقت چنداني نمي خواهد مثلا يكي از آنان اين است كه چرا نماز مي خوانيم و يا چرا زكات مي دهيم! ولي بنابه دلايلي جواب يكي از اين سوالات را داده ام كه سوال به اين گونه مطرح شده است.

من يك سني هستم و ايراني  مي باشم و دوست دارم كه بدانم چرا شما از جانب خدا ما را كافر مي دانيد اگر دليل بياوريد حتما ايمان خواهم آورد!

سوال: دليل اينكه تشيع اهل سنت را كافر مي داند در چيست؟

جواب:

قال الله في القرءان : «الذين يومنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون»

ما از قسمت «و يقيمون اصلاة ...» را كاري نداريم و كنار مي گذاريم . قسمتي كه ما با آن كار داريم اين قسمت است كه فرمود خداي متعال: «الذين يومنون بالغيب»

حضرت صادق- عليه السلام- در تفسير آيه مي فرمايد منظور از غيب در اين آيه همان قيام قائم آل محمد- ارواحنا فداك- است كه در آخر الزمان صورت مي گيرد.

امروزه تنها كساني كه به اين موضوع ايمان دارند شيعيان هستند! از تفسير فوق و اينكه تنها شيعيان به امام زمان ايمان دارند نتيجه مي گيريم كه از نظر خدا تنها مومنين در اين عصر شيعيان اند! پس شيعيان از نظر خدا مومن اند .

حالا به ادامه قرآن مي پردازيم: از اولين آيه اين سوره تا آيه بيستم سوره در مورد سه گروه بحث مي كند و توضيح مي دهد كه به ترتيب عبارتن از : (مومنين ، كافرين و منافقين) . مومنين كه همان شيعيان اند و مي ماند كافرين و منافقين!

امروزه سه گروه اند كه خود را مسلمان مي داند كه عبارتن از : شيعيان، سني ها، و وهابي ها!

شيعيان كه مومنند و پرهيزگار از نظر خدا! پس مي ماند سني ها و وهابي ها كه بايد بگويند كه آيا سني ها كافراند يا وهابي ها يا وهابي ها منافقاند يا سني ها.

از اينجا كه در تفسير قرآن آمده است : كافران جاهل و نادان و منافقان كر و كور لالند  پس مي توان اين نتيجه را گرفت كه سني ها كه جاهل اند كه نمي فهمند كه اين عمر كيست كه از او حمايت مي كتيد پس كافراند و وهابي ها كه اصلا كر و كور و لالند منافق.

و سلام و عليكم و رحمة و بركاته.

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

اسلام جواب مي دهد!

چندي پيش شخصي به من پيشنهادي كاري كرد و من هم از آن بدم نيامد! به همين دليل قسمتي را در وبلاگ فاروق پيش بيني كرديم به عنوان سوال و جواب . در اين قسمت دوستاني كه سوالاتي دارند و مي خواهند پاشخ آن را از نظر اسلام بدانند مي توانند سوالات را در قسمت نظرات بنويسند و در آخر پيام ذكر شود كه «اسلام جواب مي دهد»! تا پس از مدت زماني اندك جواب سوالاتتان را دريافت كنيد!

در اين قسمت سوالات از نظر دين اسلام جواب داده مي شود! البته كم نيستند سوالاتي كه اسلام جواب داده ولي من آنها را نمي دانم!

بهتر است سوالات در ضمينه ديني باشد و به سياست نپردازيم!

 


در ضمن قابل ذكر است كه به دليل نظرات متعدد در مورد فعال كردن قسمت پروفايل مدير قسمت پروفايل مدير وبلاگ فاروق فعال شده و دوستان مي توانند در قسمت منوي وبلاگ بر روي مشخصات مدير وبلاگ كليك كنند.

علوي باشيد.

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

وبلاگ فرهنگ بي فرهنگي به دلايلي فيلتر شد

از چندي پيش به طراحي وبلاگي پرداختم كه آن را فرهنگ ما ناميديم

اين وبلاگ در آدرس جديد زیر فعالیت می کند

فرهنگ ما

علوي باشيد

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش

 

مناظره شماره 6

اين مناظره در مشهد شروع شد. مدت زمان مناظره 45 دقيقه بود كه حد مفيد آن 30 دقيقه بود. ]حد مفيد = يعني مدت زماني كه دو طرف مناظره با هم صحبت مي كردند / مدت زماني كه در آن تنفس و مشورت انجام نشده باشد.[.

مناظره پس از اذان مغرب شروع شد. قانون مناظره ضبط مناظره بود ولي به دلايلي ضبط انجام نشد. مسئول برگزاري مناظره آقاي حاج شيخ ابولقاسم حقاني نيا بود و مناظره بين بنده و آقاي م.م  همچنين كمك و همكاري و مشاورت با آقايان مهندس مرادي و آقاي س.ر.د   انجام پذيرفت.

علي دقيقي و مهندس مرادي شيعه هستند.

م.م   و    س.ر.د       سني هستند.

با تشكر از آقايان سيد مهدي علوي ، بحرالعلوم ، مهندس مرادي ، حاج شيخ ابولقاسم حقاني نيا و همچنين مسئولين آستان قدس رضوي و مسجد گوهر شاد و همچنين مسجد جامع مشهد المقدس .

نكته مهم: هرگونه كپي برداري از اين متن در صورتي ممكن است كه شما با شماره تلفن 09195106509 از طريق پيام كوتاه آدرس محل نشر (وبلاگ/وبسايت/پايگاه خبري/...) را ارسال كنيد.

نكته مهم ديگر: هر گونه كپي برداري از اين متن (مناظرات 1 تا 6) غير قانوني و شرع است و باعث به تعليق در آمدن ( يعني= فيلتر،بسته شدن، گرفتن امتياز و حتي برخورد قانوني شديد) محل نشر ( يعني= وبلاگ/وبسايت/پايگاه خبري/روزنامه/مجله/خبرگزاري/شبكه/...) مي شود.

نكته قابل توجه: در اين مناظره به دليل كمبود وقت نام افراد ذكر نشده است فقط با اعداد مشخص شده است. در اين مناظره آقاي  م.م  (سني) با شماره 1 ، ع.دقيقي (شيعه)  با شماره  2 ، م.مرادي (دستيار- شيعه)با شماره 3 ، س.ر.د  (دستيار- سني) با شماره 4 مشخص شده اند.

با تشكر

و اما مناظره:

1 . سلام دوستان عزيز!

2.  و رحمة الله و بركاته

3.  سلام، سلام آقاي دقيقي

4.  سلام ، خوش آمديد

1.  با صلوات بر محمد و آلش شروع كنيم!

(همه صلوات فرستادند)

2.  موضوع مناظره را بيان مي كنيم و مناظره را شروع ، موضوع مناظره ولايت مي باشد ...

[قابل توجه است كه مناظره در مورد ولايت مي باشد و موضوع بحث تا 15 دقيقه اول هيمن بود و ما از اين قسمت سخني به ميان نمي آوريم زيرا هيچ وجه غير مشتركي يافت نشد ولي از 15 دقيقه بعد موضوع مناظره از طرف اهل سنت اعلام شد و آن اين بود]

1 . آقاي دقيقي چندي پيش از شما مطلبي را ديديم با عنوان اينكه آيا عمر فاروق است يا نه! در اين مورد كمي شك پيش مي آيد كه شما سخن رسول الله را تحريف كرده ايد.

2.  نه خير ! اين مطلب را به خاطر بحث اينترنتي من با يك سني بود ولي چون مورد بحث شما شد توضيح مي دهم.

1.  مقاله ي شما اينجا است از روي همين توضيح دهيد.

2.  حتما!

4.  ببخشيد كه حرفتون رو قطع مي كنم مي خواستم بدونم كه از زمان چقدر مانده است؟

3.  بله! دقيقا 11 دقيقه!

2.  در مطلب من آمده است كه قال رسول الله : يا علي انت فاروق اعطم و الا آخر و در آن به اين نيز اشاره شده است كه شما مي گوييد ! عمر فاروق است

1.  منظورتان از شما كيست؟

2.  اهل سنت را مي گويم! فاروق صفت است، ولي فاروق الاعظم كنايه ، كنايه اي كه از كلام رسول الله است و مي گويد كه : يا علي انت فاروق اعظم الذي يفرق بين الحق و الباطل . پس ما علي را فاروق بين حق و باطل مي دانيم ولي شما عمر را فاروق مي دانيد زيرا بين مسلمانان تفرقه انداخت و دو طايفه جدا از هم را به راه انداخت

1.  ولي شما از كجا مي دانيد كه رسول الله عمر را به دليل تفرقه اندازي فاروق ناميد!

2.  اين بر مي گردد به آينده نگري رسول الله كه از آينده خبر داشتند، رسولي كه وعده فرج مي دهد از آينده خبر ندارد!

1.  چرا! رسول الله از آينده خبر دارد ولي ...

2.  ولي در كلام شما يعني كفر به رسول

1.  بله ولي...

2.  گفتم كه ولي يعني كفر

1.  واقعا ما ايمان آورديم!

3.  دوستان وقت 2 دقيقه باقي است.

2.  وقت كم است و مطالب زياد...

(مناظره به دليل نا خوشي در احوال بنده و گرفتگي صدا تعطيل شد)

و الاسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |
 

مناظره شماره 4

اين مناظره در شهر مشهد در مسجد گوهر شاد شروع شد. ولي به دليل بحث هاي بسيار زياد و ايجاد خدشه در مناظره مناظره به دعوا انجاميد و ... ، بهتر دانستم كه صحبت نكنيم در مورد اين مناظره. فقط اين را بگويم كه موضوع مناظره شيعيان عاملاني در بروز رحمت الهي و همچنين دين اسلام از شيعه است نه سني بود كه موضوع مناظره از جانب ما تعيين شده است.

مناظره شماره 5

اين مناظره در مشهد شروع شد. مدت زمان مناظره 35 دقيقه بود كه حد مفيد آن 20 دقيقه بود. ]حد مفيد = يعني مدت زماني كه دو طرف مناظره با هم صحبت مي كردند / مدت زماني كه در آن تنفس و مشورت انجام نشده باشد.[. در اوايل اين مناظره به علت بحث هاي غير قابل بحث نوشته نشده است ولي از 10 تا 15 دقيقه بعد از آن صحبت مي كنيم.

مناظره پس از اذان مغرب شروع شد. قانون مناظره ضبط مناظره بود ولي به دلايلي ضبط انجام نشد. مسئول برگزاري مناظره آقاي حاج شيخ ابولقاسم حقاني نيا بود و مناظره بين بنده و آقاي ش.ب  همچنين كمك و همكاري و مشاورت با آقايان مهندس مرادي و آقاي و.ا   انجام پذيرفت.

علي دقيقي و مهندس مرادي شيعه هستند.

ش.ب   و    و.ا       سني هستند.

با تشكر از آقايان سيد مهدي علوي ، بحرالعلوم ، مهندس مرادي ، حاج شيخ ابولقاسم حقاني نيا و همچنين مسئولين آستان قدس رضوي و مسجد گوهر شاد و همچنين مسجد جامع مشهد المقدس .

نكته مهم: هرگونه كپي برداري از اين متن در صورتي ممكن است كه شما با شماره تلفن 09195106509 از طريق پيام كوتاه آدرس محل نشر (وبلاگ/وبسايت/پايگاه خبري/...) را ارسال كنيد.

نكته مهم ديگر: هر گونه كپي برداري از اين متن (مناظرات 1 تا 6) غير قانوني و شرع است و باعث به تعليق در آمدن ( يعني= فيلتر،بسته شدن، گرفتن امتياز و حتي برخورد قانوني شديد) محل نشر ( يعني= وبلاگ/وبسايت/پايگاه خبري/روزنامه/مجله/خبرگزاري/شبكه/...) مي شود.

نكته قابل توجه: در اين مناظره به دليل كمبود وقت نام افراد ذكر نشده است فقط با اعداد مشخص شده است. در اين مناظره آقاي  ش.ب  (سني) با شماره 1 ، ع.دقيقي (شيعه)  با شماره  2 ، م.مرادي (دستيار- شيعه)با شماره 3 ، و.ا  (دستيار- سني) با شماره 4 مشخص شده اند.

با تشكر

و اما مناظره:

1 . سلام خدمت جناب آقاي عزيز

2.  سلام عليكم، سلام

3.  سلام عليكم و رحمة الله ، چ...ن...م (و چند حرف نا مفهوم ديگر)

4.  سلام خدمت تمام دوستان عزيز

2.  با صلوات بر محمد و آلش مناظره را شروع مي كنيم.

1و2و3و4: الهم صل علي محمد و آله

2و3: و عجل فرجه

2: و سهله المخرجه

4.  چندتا سوال كنيم تا بعد از آن بحث را شروع كنيم.

3.  وقت كم هست ولي اشكالي نداره!

.....

‍[پس از 10 تا 5 دقيقه وقت اضافي و به بطالت رساندن وقت بحث اصلي شروع شد ، بحث اصلي 10 دقيقه طول كشيد]

1 . بحث ما در مورد خواندن غير خدا است، يعني اين كه شما چرا يا علي و يا محمد- صلوات الله عليه- مي گوييد؟

2.  براي پاسخ به اين سوال به آيه اي از سوره غافر آيه 61 يا 60 توجه مي كنيم كه مي گويد: «و قال ربكم ادعوني استجب لكم ان الدين يستكبرون عن عبادتي سيد خلون جهنم داخرين» يعني دعا كنيد كه من مي پزيرم آنان را. در اين آيه در ابتدا به دعا و خواندن خداد سخن گفته شده و پس از آن به استنكاف از دعا بعنوان استكبار از عبادت ياد شده. پس از اين آيه نتيجه مي گيريم كه دعا با عبادت رابطه دارد. و در اينجا جا دارد به روايتي از رسول الله كه مي گويند: دعا مغز و روح پرستش است. در زبان عربي و همچنين در عرف دعا و دعوت با هم هم معني هستند و هر دو به معني طلب كردن چيزي از كسي. و چون ما ائمه و رسول الله و همچنين فاطمه الزهرا را نائب و ولي و وصي خدا در روي زمين مي دانيم به همين خاطر به آنان متوسل مي شويم و از آنان مي خواهيم كه از خدا طلب گشايش در كار مي خواهيم. اين يك و دوم اين كه شما وقتي بچه اي مي خواهد كه شما مثلا در بستني را برايش باز كنيد يا شير آب را برايش باز كنيد شما اين كار را نمي كنيد زيرا ممكن است اين كودك فكر كند كه شما خدا هستيد يا نه شما به عنوان اين كه اين فرد قادر نيست اين كار را بدهد آن كار را برايش انجام مي دهيد

1.  ما هنوز نفهميديم كه چرا اين كار را مي كنيد

2.  چه كاري؟

1.  بدعت !

2.  نه خير انگار گوش شما سنگين است يا نه شايد مغز شما ناقص و گر نه شما چرا سني شديد؟

4.  توهين آميز صحبت نكنيد!

2.  تو حرف دهنت رو مي فهمي!

[پس از مدتي بحث مناظره به دليل احترام نگذاشتن به هم ديگر تمام اعلام شد]

البته چه بهتر!

و الاسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

 

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |

 

مناظره شماره 3

اين مناظره در مشهد شروع شد. مدت زمان مناظره 60 دقيقه بود كه حد مفيد آن 37 دقيقه بود. ]حد مفيد = يعني مدت زماني كه دو طرف مناظره با هم صحبت مي كردند / مدت زماني كه در آن تنفس و مشورت انجام نشده باشد.[. در اوايل اين مناظره به علت نبود قلم و كاغذ حدود 15 دقيقه از مناظره نوشته نشده است. به همين دليل از 20 دقيقه ي آخر مناظره مي نويسيم.

مناظره پس از اذان مغرب شروع شد. قانون مناظره ضبط مناظره بود ولي به دلايلي ضبط انجام نشد. مسئول برگزاري مناظره آقاي حاج شيخ ابولقاسم حقاني نيا بود و مناظره بين بنده و آقاي م.ف  همچنين كمك و همكاري و مشاورت با آقايان مهندس مرادي و آقاي ر.ه   انجام پذيرفت.

علي دقيقي و مهندس مرادي شيعه هستند.

م.ف   و    ر.ه       سني هستند.

با تشكر از آقايان سيد مهدي علوي ، بحرالعلوم ، مهندس مرادي ، حاج شيخ ابولقاسم حقاني نيا و همچنين مسئولين آستان قدس رضوي و مسجد گوهر شاد و همچنين مسجد جامع مشهد المقدس .

نكته مهم: هرگونه كپي برداري از اين متن در صورتي ممكن است كه شما با شماره تلفن 09195106509 از طريق پيام كوتاه آدرس محل نشر (وبلاگ/وبسايت/پايگاه خبري/...) را ارسال كنيد.

نكته مهم ديگر: هر گونه كپي برداري از اين متن (مناظرات 1 تا 6) غير قانوني و شرع است و باعث به تعليق در آمدن ( يعني= فيلتر،بسته شدن، گرفتن امتياز و حتي برخورد قانوني شديد) محل نشر ( يعني= وبلاگ/وبسايت/پايگاه خبري/روزنامه/مجله/خبرگزاري/شبكه/...) مي شود.

نكته قابل توجه: در اين مناظره به دليل كمبود وقت نام افراد ذكر نشده است فقط با اعداد مشخص شده است. در اين مناظره آقاي  ع.دقيقي (شيعه) با شماره 1 ، م.ف (سني)  با شماره  2 ، ر.ه (دستيار- سني)با شماره 3 ، م.مرادي (دستيار- شيعه) با شماره 4 مشخص شده اند.

با تشكر

و اما مناظره:

1 . وهابيت را نبايد در دين اسلام جاي داد.

2.  بله! دين اسلام ن وهابي مي پذيرد و نه سني، اسلام يعني شيعه و تشيع البته نمي خواهم بگويم شما از اسلام هيچ نمي دانيد ولي بالاخره شما بدون ولايت نماز مي خوانيد و بدون ولايت نماز باطل است و كسي كه نماز در كارنامه اعمالش نباشد كافر.

1.  ما در مورد وهابيت صحبت مي كنيم نه در مورد سني ها. اگر مي خواهيد بحث را عوض كنيد ما ديگر ادامه نمي دهيم.

2.  نه خير، بحث وهابيت خيلي جالب است. ادامه مي دهيم.

1.  وهابي از نظر ما كافر است.

2.  خيلي جالب شد، اهل سنت وهابيت را كافر مي داند و با او رابطه دارد.

1.  ما با وهابيت؟ دليل داريد كه حرف مي زنيد.

2.  آقاي مرادي براي شما كتاب هايي مي آورد تا با آنها دليل خود را بگيريد.

4.  حتما خواهم آورد.

2.  ما وهابيت را آنقدر نمي دانيم كه در موردش اينقدر بحث كنيم. آيا شما در مورد چيزي كه شايسته حرف زدن باشد حرف مي زنيد.

1.  باشه شما هم بحث را ادامه نداديد.ش

2.  ما بحث را ادامه مي دهيم ولي دليلي نيست كه ادامه بدهيم، شايد نوشته هايتان فقط در مورد وهابيت است.

3.  نه خير انگار ما هر چه كوتاه مي آييم شما دست بر نمي داريد.

2.  پس چرا اينقدر مي خواهيد بحث را ادامه بدهيد؟

(( پس از چند دقيقه بحث هاي بي فايده))

2.  بهتر نيست در مورد نماز صحبت كنيم؟

1.  خوبه! راستي سوالي را مي خواهم كه جوابش را داشته باشم! شما چرا بر خلاف پيامبر بر روي مهر نماز مي خوانيد؟

2.  اولا ما بر روي مهر نماز نمي خوانيم بر روي مهر سجده مي كنيم! ثانيا شما مي گوييد كه پيامبر بر روي خاك نماز مي خواند حالا چرا شما بر روي فرش و ... نماز مي خوانيد؟ در ضمن ما سند داريم ا سني ها از علماي شما كه عده اي به سوي رسول الله براي بيعت و تجديد آن مي آمدند براي پيش كشي و هديه به رسول به دنبال هديه مي گشتند و از نزديكان آنان سوال مي كردند كه پيامبر به چه چيزي علاقه دارند آنان مي گفتند عطر بياوريد، عده اي از آنان كه پول چنداني نداشتند تا عطر بخرند شكايت كردند و گفتند كه هديه ي ارزانتري كه پيامبر دوست داشته باشد هم هست، و از آنان مي شنيدند كه برويد در صحراها و سنگ هاي تخت و زيبايي پيدا كنيد و در دستتان نگه داريد تا دماي آن متعادل شود و به عنوان مهر براي رسول الله بياوريد.

1.  شما در حرف هايتان گفتيد كه همه براي پيامبر پيش كشي مي آوردند آيا اگر چيزي نمي آوردند پيامبر ناراحت مي شد. يعني پيامبر به مال دنيا احتياجي داشت.

2.  پيش كشي نه براي نياز است بلكه براي اعداي ادب است.

1.  دليلتان بي مدرك است.

2.  پس مدرك مي خواهيد، در كتاب شب هاي پيشاور نوشته شده توسط واعظ شيرازي در اين كتاب سندتان را پيدا كنيد.

1.  در مورد آن كه دست هايتان را باز مي كنيد چه دليلي داريد.

2.  شما دليل بياوريد كه پيامبر بر روي هر چيزي سجده مي كرد آن وقت حتما ما هم اين كار ار مي كنيم.

1.  جواب سوال ما را بدهيد.

3.  بله!

4.  شما جواب بايد بدهيد نه ما؟

1. جواب چه چيزي ؟

2. سوال مان را دوباره تكرار مي كنم چرا بر خلاف پيامبر بر هر چيزي سجده مي كنيد؟

1.  سوال بي منطق جواب ندارد

3. جواب ابلهان خاموشي است.

(مناظره به دليل نداشتن ادب از طرف اهل سنت تعطيل شد)

و الاسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت توسط علی . د . ش |
JavaScript Codes