احادیث تبری از دشمنان اهل البیت علیهم السلام شماره دوم
قال الصادق(عليهالسلام): من لم يعرف سوء ما اتی علينا من ظلمنا و ذهاب حقنا و ما ركبنا به فهو شريك من اتی الينا فيما ولينا به؛
كسی كه نفهمد و نشناسد آنچه را كه بر ما وارد شد و از ظلمی كه بر ما روا شد و حقی كه از دست ما رفت و... پس او شريك با ظالمين است. 1
ابو حمزه ثمالی از علي بن الحسين(عليهالسلام) در مورد آن دو خبيث سؤال كردفقال(عليهالسلام): كافران، كافر من تولاهما
امام (عليهالسلام) فرمودند: هر دو كافرند و هر كسی كه آن دو را دوست بدارد كافر است. 2
ابن ادريس از امام صادق(عليهالسلام) نقل میكند كه: فردای قيامت رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) از لب پرتگاه جهنم همراه با اميرالمؤمنين و حسن و حسين(عليهماالسلام) عبور مینمايند شخصی از داخل جهنم فرياد میزند و سه مرتبه برای نجات خود به نبی اكرم(صلي الله عليه و آله) استغاثه میكند ولی جواب نمیشوند بار ديگر سه مرتبه به اميرالمؤمنين(عليهالسلام) استغاثه میكند، پس جواب نمیشنود.
پس ندا میدهد يا حسين يا حسين يا حسين الغثني انا قاتل اعدائك؛ يا حسين! من را نجات بده، من دشمنان تو را كشتم. در آن هنگام رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) به امام حسين(عليهالسلام) میفرمايند: برای تو دليل آورد؛ پس امام حسين(عليهالسلام) چون عقاب تيز پرواز او را نجات میدهد.
راوی میپرسد: آن شخص كيست؟ حضرت فرمودند: مختار است.
سپس راوی با تعجب سؤال میكند: چرا با آتش عذاب میسوزد با اينكه از قاتلين ابا عبدالله الحسين(عليهالسلام) انتقام گرفت؟ حضرت فرمودند: به دليل اينكه در قلب مختار ذرهای از محبت آن دو نفر وجود داشت. به خدا قسم اگر جبرائيل، ميكائيل و اسرافيل در قلبشان چيزی از حب اين دو باشد با صورت داخل آتش افكنده میشوند. 3
قال اميرالمؤمنين(عليهالسلام): اللهم اجز عمر لقد ظلم الحجر و المدر
مولا اميرمؤمنان(عليهالسلام) فرمودند: خدايا عمر را به جزای اعمالش برسان پس همانا او بر سنگها و ريگ بيابانها ظلم كرد. 4
قال اميرالمؤمنين(عليهالسلام): ما عادی احد قوما اشد من معادات عمر لاهل بيت الرسول؛
هيچ كس با هيچ قومی به شدت عمر(لعنت الله عليه) با اهل بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله) دشمنی نورزيد. 5
ارسال شده توسط علي رضويان عزيز
.
۱-عقاب الاعمال صدوق: باب عقاب ناصب، حديث 6 ـ بحارالانوار: ج 8، ص 336 و ج 27، ص 55، حديث 11.1 -
۲-تقريب المعارف ابي صلاح حلبي: ص 237 ـ بحارالانوار: ج 69، ص 128، باب 101، كفر مخالفين.2 -
۳-بحارالانوار: ج 45، ص 339، حديث 5.3 -
۴-الجمل، شيخ مفيد: ص 71.4 -
۵-كامل، شيخ بهايی: ج 2، ص 13.5 -
احادیث تبری از دشمنان اهل البیت علیهم السلام شماره اول
احاديث تولي و تبري
قال الرضا (عليهالسلام): كمال الدين و لا يتنا و البرائة من عدونا
يعني:
علی بن موسی الرضا(عليهالسلام) فرمودند: كمال دين ولايت ماست و برائت از دشمنان ما. 1
به امام صادق(عليهالسلام) عرض شد كه شخصی شما را دوست دارد اما در برائت از دشمن شما ضعيف است. در ادامه حضرت فرمودند: هيهات كذب من ادعی محبتنا و لم يتبرء من عدونا؛
يعني: هرگز چنين نيست؛ دروغ ميگويد هر كس كه ادعا میكند دوست ماست ولی از دشمن ما بيزاری نجويد. 2
نبی اكرم(صلی الله عليه و آله) به اصحابش فرمودند: ای بنده خدا دوست بدار به خاطر خدا و دشمن بدار به خاطر خدا و دوست بگير به خاطر خدا و دشمن بگير به خاطر خدا؛ پس به درستی كه به ولايت خدا به كسی نمیرسد مگر از اين راه و كسی طعم ايمان را نمیچشد اگر چه نماز و روزه زياد به جا آورد مگر از راه تولی و تبری و امروز بيشترين دوستیها و دشمنی های مردم به خاطر دنياست و اين دوستی و دشمنی دنيايی ذرهای پيش خداوند تعالی ارزش ندارد.
راوی عرض كرد: چگونه بدانم دوستی و دشمنی من به خاطر خداست؛ دوست خدا كيست تا او را دوست بدارم و دشمن خدا كيست تا او را دشمن بدارم؟ پيامبر اكرم(صلی الله عليه و آله) به سوی مولای ما اميرالمؤمنين علی بن ابيطالب (عليهالسلام) اشاره فرمودند و فرمودند آيا علی را میبينی؟ راوی گفت: بله !؟
پس فرمودند: دوست بدار دوست علی(عليه السلام) را چون دوست علی(عليهالسلام) ولی الله است و دشمن بدار دشمن علی(عليهالسلام) را چرا كه دشمن علی(عليهالسلام) عدوالله است
و سپس در ادامه فرمودند: « وال ولي هذا و لو انه قاتل ابيك و ولدك و عاد عدو هذا و لو انه ابوك او ولدك؛»
دوست بدار دوست مولا علي را هر چند آنكه قاتل پدر و فرزندان تو باشد و دشمن بدار دشمن مولا علي را هر چند او پدر و فرزندانت باشند. 3
ـ روزی كميت خدمت امام صادق(عليهالسلام) رسيد و شعری خواند. سپس عرض كرد ای آقای! من سوالی دارم، حضرت فرمودند: بگو. عرض كرد سؤالم درباره آن دو خبيث اولی و دومي (لعنت الله عليهما) است. حضرت فرمودند: ای كميت تا روز قيامت به اندازه خون حجامت خونی در اسلام ريخته نشود و مالی حرام كسب نشود و عمل شنيع زنا انجام نگيرد مگر اين كه همه به گردن اين دو باشد وسپس حضرت فرمود ما بنی هاشم بزرگ وکوچکمان را امر به سب وبیزاری جستن از آن دو می کنیم . 4
قال الصادق(عليهالسلام): من شك في كفر اعدائنا و الظالمين لنا فهو كافر؛
هر كس در كفر دشمنان ما و كسانی كه به ما ظلم كردند شك داشته باشد، خودش كافر است. 5
ارسال شده توسط علي رضويان عزيز
.
۱- بحارالانوار: ج 27، ص 58، ح 19.1 -
۲-بحارالانوار: ج 27، ص 58 ، ح 19.2-
۳-علل الشرايع: ج 1، باب 119.3 -
۴-رجال كشی: ص 135 ـ بحارالانوار: ج 47، ص 323، حديث 17.4 -
۵- اعتقادات صدوق باب اعتقاد فی الظالمين: ص 103 ـ بحارالانوار: ج 8، ص 336 و ج 27، ص 62.5 -

عذاب غاصبين خلافت
آنچه در روايات به آن تصريح شده است آن است كه انتقام از غاصبين خلافت و پيروان ايشان در چهار مرحله صورت میگيرد:
۱ـ انتقام در عالم برزخ.
۲ـ انتقام در زمان رجعت.
۳ـ انتقام در زمان ظهور.
۴ـ انتقام در قيامت كبری.
الف) انتقام در عالم برزخ
صاحب كامل الزيارات نقل كرده است كه از عبدالله بن بكير گفت: با امام صادق(عليه السلام) از مدينه به طرف مكه میرفتيم به منزل عسفان رسيديم عبور ما به كوه سياهی افتاد كه بسيار وحشتناك بود به امام صادق(عليهالسلام) عرض كردم يا ابن رسول الله(عليهماالسلام) چقدر اين كوه وحشتناك است. حضرت فرمود: يابن بكير آيا میدانی اين كوه چه كوهی است؟ عرض كردم: نه. فرمودند: به اين كوه كَََََََََََََََََََََََََََمَد میگويند و بر سر وادی از وادیهای جهنم واقع است و در اين كوه قاتلين پدرم معذبند و... تا اينكه حضرت میفرمايند: من از اين كوه در سفرهايم عبور نكردهام و بر سر اين كوه توقف نكردهام مگر آن كه هر بار آن دو غاصب را در اينجا ديدهام كه به من استغاثه میكنند و از من كمك میخواهند. من نيز نگاهی به قاتلين سيدالشهداء(عليهالسلام) میاندازم و به آن دو میگويم اينها كاری را انجام دادند كه شما دو نفر اساسش را گذاشتيد و... از اين دو نفر دومی (لعنة اللهعليه) تضرع و زاری بيشتری میكند و من گاهی اوقات اينجا در مقابل دومی میايستم تا مقدار كمی از زخمهای دلم و داغهای قلبم تسلی يابد.
حديث مفصل است كه در اينجا خلاصه حديث آورده شد. ۱
ب) انتقام در زمان رجعت
عن اميرالمؤمنين(عليهالسلام) ... ثم اكرو و ارجع ، انا علي بن ابيطالب و اخو رسوله و احيي اعدائي و قتلة ولدي محسنا و اقتلهم قصاصا؛
اميرالمؤمنين(عليهالسلام) میفرمايند: من كه علی بن ابيطالب بنده خدا و برادر پيامبر هستم [در زمان رجعت] باز میگردم و دشمنانم و قاتلين فرزندم محسن(عليهالسلام) را زنده میكنم و آنان را به عنوان قصاص به قتل میرسانم. ۲
ج) انتقام در زمان ظهور
مولا اميرالمؤمنين(عليهالسلام) به عمر(لعنة اللهعليه) مطالبی فرمود كه خلاصه آن را در اين قسمت میآوريم:
تو را ابولؤلؤ میكشد در حالی كه توفيق خداوندی شامل حال او شده و به خدا سوگند كه داخل بهشت میشود بر خلاف ميل تو.
شما دو نفر در كنار قبر رسول الله(صلي الله عليه و آله) دفن میشويد و تا آخرالزمان كسی جز شما دو نفر در آنجا دفن نمیشود تا وقتی شما دو نفر را فرزندم مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشريف) خارج كرد كسی شك در وجود شما دو نفر نكند چون اگر شما در بين مسلمين در بقيع دفن شويد مردم شك میكنند و گويند اشخاص زيادی تا به حال اين جا دفن شدهاند، سپس شما را به درخت میزنند و بعد آتشی را كه خانه مرا با آن به آتش كشيديد میآورند و با آن آتش شما را میسوزانند و خاكستر شما را بر باد میدهد.
امام زمان(عليهالسلام) امر میفرمايد تا خاكستر آنها جمع شوند؛ آنگاه گناهان اين دو را يك يك از زمانی كه قابيل هابيل را كشت تا شهادت حضرت سيدالشهداء(عليهالسلام) و تمامی گناهان و جناياتي كه از زمان حضرت آدم تا زمان ظهور حضرت مهدی(عليهالسلام) انجام شده بر گردن اين دو بار میشود. 2
د) انتقام در قيامت
يكی از صحابه از وجود مقدس موسی بن جعفر(عليهالسلام) درباره غاصبين خلافت پرسيد. حضرد در پاسخ فرمودند: يا اسحاق اولی به منزله عجل (گوساله) است و دومی به منزله سامری.
عرض كردم بيشتر بفرماييد؟ حضرت فرمودند سه دسته هستند در قيامت كه خداوند نظر رحمت به آنها نمیكند و آنها را عفو نمیكند و عذاب اليم برای آنهاست.
عرض كردم: آنان كيانند؟ فرمودند: مردی كه ادعای امامت كند در حالی كه خداوند او را تعيين نفرموده و كسی كه طعنه زند به امام منصوب از جانب خدا و كسی كه گمان كند كه اين دو نفر از اسلام بهره و نصيبی بردهاند.
عرض كردم: فدايت گردم راجع به اين دو نفر مطلبی بيشتر بفرماييد. حضرت فرمودند: ای اسحاق برای من فرقی نمیكند و در نظر من يكسان است اينكه كسی آيه محكهای از قرآن را محو كند يا پيامبری خاتمالمرسلين را انكار كند يا انكار خدا نمايد يا خويش را بر اميرالمؤمنين (عليهالسلام) مقدم كند.
عرض كردم بيشتر بفرماييد. حضرت فرمودند: در جهنم زمينی است به نام «سقر» كه هنوز نفس نكشيده از روزی كه خدا او را خلق كرده اگر خداوند اجازه دهد كه نفس بكشد به اندازه سوراخ سوزن تمام آنچه روی زمين است میسوزد و تمام اهل جهنّم از گرمای سقر و بوی بد و لجن آنجا و آنچه خدا آماده كرده از عذاب برای اهلش در عذاب هستند. در آن وادی كوهی است كه تمامی اهل سقر از شدت گرما و... آن كوه به خدا پناه میبرند. در آن كوه درهای است كه تمام اهل آن كوه از حرارت و.. آن دره به خدا پناه میبرند و در آن دره چاهی است كه باز تمامی اهل دره از آتش و... آن چاه به خدا پناه میبرند و در آن چاه ماری است كه تمامی اهل چاه از حرارت و عذاب آن مار به خدا پناه میبرند. در شكم آن مار هفت نفر هستند؛ پنج نفر از امم سابقه و دو نفر از اين امت.
اما از امم سابقه قابيل، نمرود، فرعون، يهود كه يهوديت را بنيانگذار و بولس كه نصرانيت را بنانهاد و از اين امت عمر و ابابكر (لعنة اللهعليهما)
در روايتی است كه تمامی اهل تابوت و جوف مار يعنی اين هفت نفر از عذاب دومی در عذابند.
نوشته ي علي رضويان عزيز
.
1 - كتاب حضرت محسن(عليهالسلام): ص 58
2- برای مطالعه بيشتر ر.ك: حلية الابرار: ج 2، باب 28 ـ بحارالانوار: ج 53، ص 1ـ36.
ابن سعد در " الطبقات الکبری " ج 3 ص 286 به سند صحیح از سالم بن عبدالله نقل می کند که :
جناب عمر دست خود را در درون مقعد شتر مي كرد و براي توجيه عمل خود مي گفت: مي ترسم مواخذه شوم كه چرا به مشكلات حيوانات رسيدگي نكردم!!!

فلسفه لعن
امام سجاد (عليه السلام) فرمود:
«من لعن الجبت و طاغوت لعنة واحده كتب الله له سبعين الف الف حسنه محي عنه سبعين الف الف حسنه و رفع له سبعين الف الف درجه و من امسي يلعنهما لعنه واحده كتب له مثل ذلك »
كسي كه يكبار لعنت خدا كند جبت و طاغوت (عمر و ابي بكر لعنت الله عليهما) را خداوند تعالي هفتاد هزار هزار حسنه براي او مي نويسد و 70 هزار هزار گناه از پرونده اعمالش پاك مي كند و 70 هزار هزار درجه بر درجات او مي افزايد و هر آنكس كه عصر كند در حالي كه آن دو را لعنت كند همين ها براي او نوشته مي شود. ابو حمزه ثمالي گفت:بعد از شهادت حضرت علي بن الحسين (عليه السلام) خدمت مولايم امام باقر (عليه السلام) رسيدم و اين حديث را به محضرشان عرضه داشتم حضرت فرمودند: بله اين چنين است يا ثمالي . آيا دوست داري اضافه تر بگويم؟ عرض كردم بله يا مولاي.پس فرمودند : كسي كه يكبار لعنت كند آنها را در صبح تا عصر گناهي بر وي نوشته نشود و كسي كه در عصر لعن كند اين دو را گناهي براي او از شب تا صبح نوشته نمي شود و ابوحمزه گويد بعد از شهادت امام باقر (عليه السلام ) به محضر مقدس امام صادق(عليه السلام) رسيدم و حديث پدر و جد مكرمش را خدمتش عرضه داشتم پس فرمود: يا ابو حمزه مطلب حق است، پس فرمود براي لعنت كننده بالا مي برد يك هزار هزار درجه سپس فرمود: ان الله واسع كريم. (شفاء الصدور في شرح زيارت عاشورا ذيل فراز اللهم خص انت اول ظالم بلعن مني) ...
قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم ):
من تاثم ان يلعن من يلعنه الله فعليه لعنة الله ...
يعني: كسي كه احساس گناه كند از لعن كردن شخصي كه خدا او را لعنت كرده پس لعنت خدا
بر او باد.۱
قال الصادق (عليه السلام ): نحن معاشر بني هاشم نامر كبارنا و صغارنا بسبهما و البرائة منهما
يعني: ما بني هاشم بزرگ و كوچك خود را امر مي كنيم به ناسزا گفتن به ابي بكر و عمر (لعنت الله عليهما) و بيزاري جستن از اين دو ... 2
شيخ ابوالحسن مرندي از شيخ حر عاملي(صاحب وسائل الشيعه) نقل نموده كه:
اميرالمومنين (عليه السلام) در حال طواف كعبه بود مردي پرده خانه كعيه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد مي فرستاد. حضرت بر او سلام نمود. دفعه دوم حضرت او را ديدند ولي سلام نكردند. آن مرد عرض كرد يا اميرالمومنين چرا اين بار به من سلام ننموديد ؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذكر لعن كه اين بار مي گفتي باز دارم. چرا كه لعن از صلوات بر محمد و آل محمد بالاتر است . 3
در روايت ديگرآمده است : مرد خياطي دو پيراهن نزد امام صادق (عليه السلام ) آورد و عرض كرد : من هنگام دوختن يكي از اين دو پيراهن صلوات بر محمد و آل محمد مي فرستادم و هنگام دوختن ديگري لعن بر دشمنان محمد و آل محمد مي فرستادم. شما كداميك را اختيار مي نماييد؟ امام صادق (عليه السلام) پيراهني را كه با ذكر لعن دوخته شده بود انتخاب نمود و فرمود: من اين پيراهن را بيشتر دوست دارم.4
امام صادق (عليه السلام ) بعد از هر نماز واجب چهار نامرد و چهار زن را لعن مي فرمود: عمر، ابابكر، عثمان ، معاويه، عايشه، هند، حفصه، ام حكم خواهر معاويه. 5
امير المومنين (عليه السلام) فرمود: و الله اگر اين امت روي خاك بايستند با پاي برهنه در حالي كه بر سر خود خاكستر ريخته باشند و گريه و زاري كنند و لعنت بر كساني كنند (عمر و ابابكر لعنة الله عليهما) كه آنها را گمراه كرده اند و راه خدا را بسته اند و مردم را به سوي جهنم خوانده اند و ... باز اين امت در لعن و بيزاري تقصير دارند. 6
بصائر الدرجات صفار جزء 10 باب 14 روايات متعددي است كه عوالمي هست كه عدد آنها بيش از تعداد جن و انس است و اهالي آن عوالم تماما لعنت مي كنند اولي و دومي را .7
قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) : ... ان من عظيم ما يتقرب به خيار املاك الحجب و سماوات اصلاة علي محبينا اهل البيت و اللعن لشانئينا.
يعني: نبي اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ... بدرستيكه بالاترين چيزي كه باعث تقرب به خداوند تعالي مي شود براي بهترين ملائكه حجب و سماوات درود بر محبين اهل بيت و لعن بر دشمنان اهل بيت است.
.
1 - رجال كشي ج 2 ص 811 رقم 1012
2- رجال كشي ص 135 بحار ج 47 ص 323 ح 17
3- مجمع النورين و ملتقي البحرذين ص 208
4- اماره الولايه ص 51 و تعليقه شفاء الصدور ج 2 ص 48
5- تهذيب ج 2 ص 321 كافي ج 3 ص 342 بحار ج 30 ص 397 از تهذيب و ...
6- بحار ج 30 ص 126 از اسرار آل محمد صلي الله عليه و اله وسلم
7- تفسير الامام ص 295 بحار ج 65 چ بيروت ص 37 ح 79

فلسفه لعن
امام سجاد (عليه السلام) فرمود:
«من لعن الجبت و طاغوت لعنة واحده كتب الله له سبعين الف الف حسنه محي عنه سبعين الف الف حسنه و رفع له سبعين الف الف درجه و من امسي يلعنهما لعنه واحده كتب له مثل ذلك »
كسي كه يكبار لعنت خدا كند جبت و طاغوت (عمر و ابي بكر لعنت الله عليهما) را خداوند تعالي هفتاد هزار هزار حسنه براي او مي نويسد و 70 هزار هزار گناه از پرونده اعمالش پاك مي كند و 70 هزار هزار درجه بر درجات او مي افزايد و هر آنكس كه عصر كند در حالي كه آن دو را لعنت كند همين ها براي او نوشته مي شود. ابو حمزه ثمالي گفت:بعد از شهادت حضرت علي بن الحسين (عليه السلام) خدمت مولايم امام باقر (عليه السلام) رسيدم و اين حديث را به محضرشان عرضه داشتم حضرت فرمودند: بله اين چنين است يا ثمالي . آيا دوست داري اضافه تر بگويم؟ عرض كردم بله يا مولاي.پس فرمودند : كسي كه يكبار لعنت كند آنها را در صبح تا عصر گناهي بر وي نوشته نشود و كسي كه در عصر لعن كند اين دو را گناهي براي او از شب تا صبح نوشته نمي شود و ابوحمزه گويد بعد از شهادت امام باقر (عليه السلام ) به محضر مقدس امام صادق(عليه السلام) رسيدم و حديث پدر و جد مكرمش را خدمتش عرضه داشتم پس فرمود: يا ابو حمزه مطلب حق است، پس فرمود براي لعنت كننده بالا مي برد يك هزار هزار درجه سپس فرمود: ان الله واسع كريم. (شفاء الصدور في شرح زيارت عاشورا ذيل فراز اللهم خص انت اول ظالم بلعن مني) ...
قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم ):
من تاثم ان يلعن من يلعنه الله فعليه لعنة الله ...
يعني: كسي كه احساس گناه كند از لعن كردن شخصي كه خدا او را لعنت كرده پس لعنت خدا
بر او باد.۱
قال الصادق (عليه السلام ): نحن معاشر بني هاشم نامر كبارنا و صغارنا بسبهما و البرائة منهما
يعني: ما بني هاشم بزرگ و كوچك خود را امر مي كنيم به ناسزا گفتن به ابي بكر و عمر (لعنت الله عليهما) و بيزاري جستن از اين دو ... 2
شيخ ابوالحسن مرندي از شيخ حر عاملي(صاحب وسائل الشيعه) نقل نموده كه:
اميرالمومنين (عليه السلام) در حال طواف كعبه بود مردي پرده خانه كعيه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد مي فرستاد. حضرت بر او سلام نمود. دفعه دوم حضرت او را ديدند ولي سلام نكردند. آن مرد عرض كرد يا اميرالمومنين چرا اين بار به من سلام ننموديد ؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذكر لعن كه اين بار مي گفتي باز دارم. چرا كه لعن از صلوات بر محمد و آل محمد بالاتر است . 3
در روايت ديگرآمده است : مرد خياطي دو پيراهن نزد امام صادق (عليه السلام ) آورد و عرض كرد : من هنگام دوختن يكي از اين دو پيراهن صلوات بر محمد و آل محمد مي فرستادم و هنگام دوختن ديگري لعن بر دشمنان محمد و آل محمد مي فرستادم. شما كداميك را اختيار مي نماييد؟ امام صادق (عليه السلام) پيراهني را كه با ذكر لعن دوخته شده بود انتخاب نمود و فرمود: من اين پيراهن را بيشتر دوست دارم.4
امام صادق (عليه السلام ) بعد از هر نماز واجب چهار نامرد و چهار زن را لعن مي فرمود: عمر، ابابكر، عثمان ، معاويه، عايشه، هند، حفصه، ام حكم خواهر معاويه. 5
امير المومنين (عليه السلام) فرمود: و الله اگر اين امت روي خاك بايستند با پاي برهنه در حالي كه بر سر خود خاكستر ريخته باشند و گريه و زاري كنند و لعنت بر كساني كنند (عمر و ابابكر لعنة الله عليهما) كه آنها را گمراه كرده اند و راه خدا را بسته اند و مردم را به سوي جهنم خوانده اند و ... باز اين امت در لعن و بيزاري تقصير دارند. 6
بصائر الدرجات صفار جزء 10 باب 14 روايات متعددي است كه عوالمي هست كه عدد آنها بيش از تعداد جن و انس است و اهالي آن عوالم تماما لعنت مي كنند اولي و دومي را .7
قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) : ... ان من عظيم ما يتقرب به خيار املاك الحجب و سماوات اصلاة علي محبينا اهل البيت و اللعن لشانئينا.
يعني: نبي اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ... بدرستيكه بالاترين چيزي كه باعث تقرب به خداوند تعالي مي شود براي بهترين ملائكه حجب و سماوات درود بر محبين اهل بيت و لعن بر دشمنان اهل بيت است.
.
1 - رجال كشي ج 2 ص 811 رقم 1012
2- رجال كشي ص 135 بحار ج 47 ص 323 ح 17
3- مجمع النورين و ملتقي البحرذين ص 208
4- اماره الولايه ص 51 و تعليقه شفاء الصدور ج 2 ص 48
5- تهذيب ج 2 ص 321 كافي ج 3 ص 342 بحار ج 30 ص 397 از تهذيب و ...
6- بحار ج 30 ص 126 از اسرار آل محمد صلي الله عليه و اله وسلم
7- تفسير الامام ص 295 بحار ج 65 چ بيروت ص 37 ح 79
آيا آتش زدن و بى احترامى عمر به حضرت زهرا(س) سند تاريخى دارد؟
مسئله آتش زدن درِ خانه حضرت فاطمه، و سيلى زدن به آن حضرت در منابع تاريخى و روايى شيعه و اهل سنت آمده است و براى آن كس كه شيعه است، همين مآخذ كافى است. براى نمونه به چند روايت از منابع اهل سنت اشاره مىكنيم:
اهل سنت در كتابهاى كلامى، تاريخى و حديثى خود، مسائله آتش زدن درِ خانه را آورده اند. براى نمونه، به چند روايت اشاره مىكنيم.
الف) بلاذرى مىگويد: ابوبكر كسى را دنبال على فرستاد تا بيايد و بيعت كند ولى حضرت على نيامد. پس از آن، عمر در حالى كه آتش به همراه داشت، به سوى خانه على رفت. فاطمه عمر را در خانه ملاقات كرد و گفت: اى پسر خطاب! آيا مىخواهى خانه ما را آتش بزنى ؟! عمر گفت: بله.(2)
ب) ابن عبد ربه مىگويد: آنان كه از بيعت سرباز زدند عبارتند از: على، عباس، زبير و سعدبن عباده. على، عباس و زبير در خانه فاطمه نشستند. ابوبكر عمر را فرستاد تا آنها از خانه فاطمه بيرون بيايند. ابوبكر به عمر گفت: اگر سرباز زدند با آنان بجنگ. عمر به همراه آتش به خانه فاطمه آمد تا خانه را بر سر آنان آتش بزند. فاطمه او را ديد و گفت: اى پسر خطاب ! آيا آمده اى خانه ما را آتش بزنى ؟! عمر گفت: بله، مگر اين كه بيعت كنيد.(3)
ج) ابن قتيبه دينورى آورده است: ابوبكر عمر را به سوى كسانى كه بيعت نكردند و در خانه على تحصن كردند، فرستاد. عمر به خانه على آمد و صدا زد ولىكسى بيرون نيامد. آنگاه هيزم خواست و گفت: قسم به آنكه جان عمر در دست اوست، يا بايد بيرون بياييد و بيعت كنيد و ياخانه رابرسرآنانكه در آن هستند آتش مىزنم. به او گفتند: فاطمه در آن است. عمر گفت: و لو فاطمه درآن باشد. همه بيرون آمدند ولى على بيرون نيامد. عمر نزد ابوبكر رفت و گفت: آيا نمىخواهى از على كه از بيعت سرباز زده بيعت بگيرى؟ ابوبكر به قنفذ گفت: برو على را بياور. قنفذ آمد و على به او گفت: چه كار دارى ؟ قنفذ گفت: خليفه رسول خدا تو را مىخواهد. على به او گفت: زود بر پيامبر دروغ بستيد. قنفذپيام على رابه ابوبكر رساند. ابوبكر گريه طولانى كرد. عمر گفت: على را رها نكن. ابوبكر به قنفذ گفت: دوباره نزد على برو و بگو: با خليفه رسول خدا بيعت كن. على گفت: سبحان الله، آنچه را كه از آن او نيست براى خودش ادعا كرده است. قنفذ پيام على رابه ابوبكر رساند. ابوبكر بازهم بسيار گريه كرد. پس از آن عمر برخاست و گروهى بااو همراه شدند و به در خانه فاطمه آمدند. در زدند. وقتى فاطمه صداى آنها راشنيد، با صداى بلند فرياد كرد: «يا ابتاه» يا «رسول الله» پس از تو از پسر خطاب و پسرابى قحافه چه ها كه نكشيديم.
وقتى كه گروه مهاجم گريه فاطمه را شنيدند. در حالى كه گريه مىكردند برگشتند و دلشان بر حضرت فاطمه سوخت ولى عمر و عدهاى ماندند. على را بيرون آوردند و گفتند: بيعت كن. على گفت: اگر بيعت نكنم چه مىكنيد؟ گفتند: به خدا سوگند گردنت را مىزنيم.(4)
همانطور كه ملاحظه مىكنيد در منابع شيعه، اين حادثه به طور كامل ذكر شده است و منابع اهل سنت تنها به آتش آوردن اشاره كرده اند. البته از آنان توقع نداريم كه اين حادثه رابه طوركامل ذكر كنند، چون به زيان آنهاست و آنان تلاش مىكنند اين حادثه ذكر نشود.
اگر مىخواهيد به همه مآخذ و منابع شيعه و سنى آگاهى پيدا كنيد به كتاب «مائساه الزهرا» نوشته جناب سيد جعفر مرتضى عاملى لبنانى، مراجعه كنيد. در اين كتاب از 33 منبع شيعه و سنى درباره آتش زدن درِ خانه حضرت زهرا(س)، از 64 منبع شيعه و سنى درباره زدن حضرت زهرا(س)، و از 24 منبع شيعه و سنى درباره شكستن پهلوى حضرت زهرا(س) مطالبى مفصل و مستند بيان گرديده است. اين كتاب در ايران نيز با عنوان «رنجهاى زهرا» به چاپ رسيده است.
ارسال شده توسط علي رضويان عزيز
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، ج 28، ص 308 به نقل از اثبات الوصيه.
2. انساب الاشراف، ج 2، ص 12، تحقيق محمود الفردوس العظم، دار اليقظه العربيه.
3. العقد الفريد، ج 5، ص 12، چاپ مصر، چاپ دوم، تحقيق محمد سعيد العربان، 1953 و 1372.
4. الامامه و السياسه، ج 1، ص 30، تحقيق استاد على شيرى، منشورات رضى.

بسم رب الحسین علیه السلام
در احادیث اهل سنت آمده است که : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه
براي مشاهده بررسي اين حديث مي توانيد به لينك زير مراجعه كنيد.
حال از صحيح مسلم مطلبي را بيان مي كنيم كه گفت:
" حدثنا عُبَیْدُ اللَّهِ بن مُعَاذٍ الْعَنْبَرِیُّ حدثنا أبی حدثنا عَاصِمٌ وهو بن مُحَمَّدِ بن زَیْدٍ عن زَیْدِ بن مُحَمَّدٍ عن نَافِعٍ قال جاء عبد اللَّهِ بن عُمَرَ إلى عبد اللَّهِ بن مُطِیعٍ حین کان من أَمْرِ الْحَرَّةِ ما کان زَمَنَ یَزِیدَ بن مُعَاوِیَةَ فقال اطْرَحُوا لِأَبِی عبد الرحمن وِسَادَةً فقال إنی لم آتِکَ لِأَجْلِسَ أَتَیْتُکَ لِأُحَدِّثَکَ حَدِیثًا سمعت رَسُولَ اللَّهِ e یَقُولُهُ سمعت رَسُولَ اللَّهِ e یقول من خَلَعَ یَدًا من طَاعَةٍ لَقِیَ اللَّهَ یوم الْقِیَامَةِ لَا حُجَّةَ له وَمَنْ مَاتَ وَلَیْسَ فی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّةً 1"
و معني آن چنين است كه:
پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) می فرمایند که :
هر کس بمیرد و بر گردن وی بیعت ( حاکم یا امام ) نباشد ، به مرگ جاهلیت مرده است .معنا و مفهوم این روایت کاملا مشخص است و نیاز به توضیح نیست ولی در همین صحیح مسلم ، مطلب دیگری هم آمده است كه مسلم مي گويد:
" فَأَبَى أبو بَکْرٍ أَنْ یَدْفَعَ إلى فَاطِمَةَ شیئا فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبی بَکْرٍ فی ذلک قال فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ رسول اللَّهِ 2e سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیُّ بن أبی طَالِبٍ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ "
و همچنين بخاري مي گويد كه:
" فَأَبَى أبو بَکْرٍ أَنْ یَدْفَعَ إلى فَاطِمَةَ منها شیئا فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبی بَکْرٍ فی ذلک فَهَجَرَتْهُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى تُوُفِّیَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ النبی e سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّیَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِیٌّ لَیْلًا ولم یُؤْذِنْ بها أَبَا بَکْرٍ وَصَلَّى علیها "
" قعن عَائِشَةَ أَنَّ فَاطِمَةَ وَالْعَبَّاسَ عَلَیْهِمَا السَّلَام أَتَیَا أَبَا بَکْرٍ یَلْتَمِسَانِ مِیرَاثَهُمَا من رسول اللَّهِ e وَهُمَا حِینَئِذٍ یَطْلُبَانِ أَرْضَیْهِمَا من فَدَکَ وَسَهْمَهُمَا من خَیْبَرَ فقال لَهُمَا أبو بَکْرٍ سمعت رَسُولَ اللَّهِ e یقول لَا نُورَثُ ما تَرَکْنَا صَدَقَةٌ إنما یَأْکُلُ آلُ مُحَمَّدٍ من هذا الْمَالِ قال أبو بَکْرٍ والله لَا أَدَعُ أَمْرًا رأیت رَسُولَ اللَّهِ e یَصْنَعُهُ فیه إلا صَنَعْتُهُ قال فَهَجَرَتْهُ فَاطِمَةُ فلم تُکَلِّمْهُ حتى مَاتَتْ 3"
آنچنان که در روایت آمده است ، بی بی مظلومه - سلام الله علیها- بر ابی بکر غضب کرد و از وی خشمناک شد و لذا ایشان ( بی بی مظلومه ) تا زمان شهادتشان با ابی بکر صحبت نکردند و حتی اجازه ندادند که ابی بکر در تشیع جنازه ایشان شرکت کند و وی بر ایشان نماز بگذارد !
این سخنان نشان می دهد که بی بی مظلومه سلام الله علیها ، امامت و زعامت ابی بکر را قبول نداشتند و لذا با ابی بکر بیعت نکردند ...
البته تاریخ نشان می دهد که ایشان ( بی بی مظلومه سلام الله علیها ) خلافت را حق همسر گرامی خود ، امام علی - علیه السلام - می دانستند لذا در همین راه هم شهید شدند .
ولی چون روال ما بر اساس مسانید اهل سنت است ، سوال ما از اهل سنت این است
اگر خلافت ابی بکر حق بوده است ولی بی بی مظلومه ( سلام الله علیها ) با وی بیعت نکرده است ، آیا بی بی مظلومه ( سلام الله علیها ) به مرگ جاهلیت مرده است ؟؟؟
آيا صحيح است كه يگانه فرزند رسول خداوند كه اسوه و پيشوا و رهبر براي مسلمانان است چنين تربيت شده باشد كه به جهالت روي آورد ؟؟؟
آیا می توان قبول کرد که سیده زنان بهشت ، به مرگ جاهلیت مرده است ؟؟؟
و آيا اين اعتقاد آنان باعث نمي شود كه ما نتيجه بگيريم كه اهل سنت پيامبر اكرم –صلوات الله عليه و آله- را زير سوال مي برند ؟؟؟
و آيا زير سوال بردن رسول خدا- صلوات الله عليه و آله- كفر نيست؟؟؟
حدثنا أبو نُعَیْمٍ حدثنا زَکَرِیَّاءُ عن فِرَاسٍ عن عَامِرٍ عن مَسْرُوقٍ عن عَائِشَةَ رضی الله عنها قالت أَقْبَلَتْ فَاطِمَةُ تَمْشِی کَأَنَّ مِشْیَتَهَا مَشْیُ النبی e فقال النبی مَرْحَبًا بِابْنَتِی ثُمَّ أَجْلَسَهَا عن یَمِینِهِ أو عن شِمَالِهِ ثُمَّ أَسَرَّ إِلَیْهَا حَدِیثًا فَبَکَتْ فقلت لها لِمَ تَبْکِینَ ثُمَّ أَسَرَّ إِلَیْهَا حَدِیثًا فَضَحِکَتْ فقلت ما رأیت کَالْیَوْمِ فَرَحًا أَقْرَبَ من حُزْنٍ فَسَأَلْتُهَا عَمَّا قال فقالت ما کنت لِأُفْشِیَ سِرَّ رسول اللَّهِ e حتى قُبِضَ النبی فَسَأَلْتُهَا فقالت أَسَرَّ إلی إِنَّ جِبْرِیلَ کان یُعَارِضُنِی الْقُرْآنَ کُلَّ سَنَةٍ مَرَّةً وَإِنَّهُ عَارَضَنِی الْعَامَ مَرَّتَیْنِ ولا أُرَاهُ إلا حَضَرَ أَجَلِی وَإِنَّکِ أَوَّلُ أَهْلِ بَیْتِی لَحَاقًا بِی فَبَکَیْتُ فقال أَمَا تَرْضَیْنَ أَنْ تَکُونِی سَیِّدَةَ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أو نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ فَضَحِکْتُ لِذَلِکَ 4)
و یا آیا نباید قبول کنیم که خلافت ابی بکر بر حق نبوده است که بی بی مظلومه ( سلام الله علیها ) با وی بیعت نکرده اند ؟؟؟ 5
با تشكر از آقاي علي رضويان كه از هم اكنون يكي از نويسنده هاي وبلاگ فاروق هستند.
.
1 - صحیح مسلم ج 3 ص 1478 ( دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی ) حدیث شماره 1851
2 - ( همان چاپ ) ج 3 ص 1380 حدیث شماره 1759
3 – صحيح بخاري ج 4 ص 1549 حدیث شماره 3998 و ج 6 ص 2474 حدیث شماره 6346 ( ار النشر : دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقیق : د. مصطفى دیب البغا )
4 - صحيح بخاري ، ج3 ص1326 حديث شماره 3426
5 – نوشته ي علي رضويان

لعنت رسول الله – صلوات الله عليه و آله- بر دشمنان اهل بيت
ام سلمه مي گويد: روزي حضرت فاطمه عليه السلام نزد پدرش آمد در حاليكه بر پشت خويش امام حسن امام حسين عليهما السلام را حمل مي كرد و در دستشان غذايي گرم بود. غذا را نزد آن حضرت كنار دو پايش گذارد. آن حضرت پرسيد: حضرت علي عليه السلام كجاست؟ حضرت فاطمه عليما السلام گفت: در منزل است. پس از تمام شدن غذا، حضرت عبايشان را بر روي آنان انداختتند و فرمودند: خدايا؛ دشمن بدار هر كه ايشان را دشمن مي دارد و دوست بدار هر كه آنان را دوست مي دارد.1
اين محبت از محبت ها جداست حب محبوب خدا حب خداست
.
1- ابو المظفر بن قشيري با سلسله اسنادي چند از ابن حمدان و در موضعي ديگر حديث كرد ما را ام مجتبي علويه با سلسله اسنادي از ابان بن تغلب از ابن حوشب حنفي از ام سلمه.
كتاب ابوالمظفر: ص159 ج2 ح514 / كتاب فضايل حيدري(گردآورنده:آقاي م.ح) : ص 59 ح1 / مقاله فضايل و كرامات مولي الموحدين(نوشته ي: م.ح) : ص14 ح24
با سلام
امروز به چند سوال از سوالات دوستان پاسخ مي دهيم!
1. جواب يك دوست كه گفته است سوالش طرح نشود!(آقا علي رضا)
|
امامان (ع) |
كل اصحاب |
تعداد موالي |
(حدود) درصد موالي ميان اصحاب |
|
امام سجاد (ع) |
172 |
20 |
11 درصد |
|
امام باقر(ع) |
466 |
25 |
5.3 درصد |
|
امام صادق(ع) |
3223 |
440 |
13.6 درصد |
|
امام كاظم(ع) |
273 |
20 |
7.3 درصد |
|
امام رضا(ع) |
317 |
46 |
14.5 درصد |
2. آيا بهشت به صورت كره مي باشد؟ (محمدي)
پاسخ: در باره ي اين موضوع نه در قرآن صحبتي شده است و نه در روايات از ائمه و رسول الله(ص) و تنها روايتي كه من در مورد شكل و شمايل بهشت خوانده ام روايتي است از معصوم كه بهشت به صورت طبقاتي بر روي هم مي باشد كه ...
3. آيا اسلام در ايران توسط عمر داخل شده است؟ ( مرزبان)
پاسخ: جواب منفي است. عمر-لعنت الله- در تمام زندگي خود بيشتر از چند بار به ايران نيامده و در همه ي آنها بجز يكي به خاطر كشور گشايي بوده است. اسلام در ايران توسط سه گروه وارد گشته است كه يكي از انها گروهي بودند كه براي ديدار نبي اكرم به مكه آمده بودند، گروه بعدي كساني بودند كه به ديدار سلمان فارسي مي آمدند (اقوام و خويشاوندان) ، گروهي ديگر توسط پيامبر به ايران وارد شدند و گروه بعدي نيز ائمه و ائمه زادگان بودند كه وارد ايران شدند و باعث ترويج اسلام در ايران شدند. به هر حال عمر نقشي در ورود اسلام به ايران نداشت.
4. با سلام، چرا ما شيعيان در مقابل اهل سنت قرار مي گيريم؟
پاسخ: زيرا اهل سنت مرتد و كافر اند و ما شيعيان مسلمان، مسلمان را چه به كار اهل ترديد. براي فهم بيشتر به مطالب رجوع كنيد.

ويژه نامه ولادت امام رضا- عليه السلام و والصلاة در وبلاگ ثامن- عليه السلام
براي ديدن وبلاگ ثامن بر روي لينك ثامن كليك كنيد
براي ديدن ويلاگ حسينيه ثامن بر روي لينك حسينيه ثامن كليك كنيد.






